کارهاي خانه چقدر سخت و طاقت فرسا و مشکل است عجيب مشکل است
مدتي پيش در ايام امتحانات مادر عيال مريض و در بستر افتادند و عيال ما هم بايد براي رسيدگي به کارهاي ايشان به تهران رفتند من هم که امتحان داشتم در منزل ماندم
قبل از رفتن عيال محترمه چندين غذا آماده کردند و در يخچال گذاشتند تا مشکلي براي تغذيه من پيش نيايد مشکلي نبود تا اينکه وقتي رفتم سر يخچال ديدم
ديگه غذايي نيست و تموم شده ديگه گفتم که خودم غذا درست کنم ياد سالهاي نه چندان دور ايام حجره افتادم که آشپزي حرفه اي شده بودم
رفتم سراغ ظرفها ديدم همه نياز به شستن دارند ديگه مجبورا شروع به شستن کردم هي بشور و بشور مگر تموم ميشه از پا افتادم جدا خيلي مشکل بود بعد از مدتي طولاني که همه ظرفها رو شستم ديدم دستم چقدر پوستش زبر و خشک شده دستهاي علما هم که همه لطيف پوست لطيفمون هم از بين رفت با خستگي شروع به پختن غذا کردم
وقتي گاز رو روشن کردم با اينکه کولر و هود روشن بود از گرما پختم يا بهتر بگم کباب شدم خيلي مشکل بود جانمام در آمد
بعد از اين ماجرا ها به اين فکر افتادم که خانومها با اينکه اصلا وظيفه اي براي کار کردن در منزل شرعا و قانونا ندارن چقدر لطف ميکنند که همه کارهاي خانه را انجام ميدهند کارهايي که خيلي مشکل است ديگه نشد جارو بزنم اون هم خيلي مشکله و سختي ديگر اينه که همه اينکارها بايد پشت سر هم در هر روز انجام شه
جدا تصميم گرفتم از اين به بعد بيشتر قدردان باشم تشکر زباني که خرجي نداره توقعاتم رو هم کم کنم و بعضي اوقات هم ناپرهيزي کرده و کمکي کنم
نه اينکه زي ذي باشما نه اصلا چون خيلي مهربونم ميگم
* از طرف من به همسرت بگو چنین نیست شیعیان ما از بهترین افراد اهل بهشتند و همه دوستان ما و همه دوستان دوستان ما و دشمنان دشمنان ما در بهشت خواهند بود آری کسی که با قلب و زبانش تسلیم ما اهل بیت شده امااز اوامر ما سرپیچی می کند از شیعیان ما نخواهد بود گر چه این گروه نیز پس از پاک شدن از گناهان به سبب بلایا و مشکلات دنیا و یا تحمل مشکلات روز قیامت و یا قرار گرفتن اندک زمانی در طبقات بالای جهنم و چشیدن عذاب و پاک شدن نجاتشان خواهیم داد و به پیشگاه خودمان انتقالشان خواهیم داد