ممكنه فردي عمري زحمت كشيده باشه و كلي شب زندهداري و روزهداري و گرسنگي و تشنگي كشيده باشه ولي در يك امتحان رد بشه و سقوط بكنه و هرچه بيشتر صعود كرده باشه سقوطش خرد كننده تر خواهد بود نمونه بارزش كه همه ميشناسيدش جناب شيطانه كه به خاطر سرپيچي از دستور خدا از درگاه الهي رانده شد و عاقبت به شر و چون سجده نكردن بر انسان عامل اين رانده شدنش بوده كينه عجيبي از آدمي زاد به دل گرفته و با هر ترفند و راه ممكن قصد زمين زدن آدميان رو داره (خدا بدادمون برسه)
در روزگار ما هم كم نيستند چنين افرادي در جايگاهها و در لباسهاي مختلف چه بسا با سوابق درخشان و جهاد و زندان و كلي امور خير ديگه كه عاقبت سقوط و جهنمي شدن و منحرف كردن عده زيادي بي خبر باشه!
به قول حضرت يوسف با اينكه معصوم بود وقتي در برابر درخواست زليخا وسوسه شد گفت :
وَمَا أُبَرِّىءُ نَفْسِي إِنَّ النَّفْسَ لأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلاَّ مَا رَحِمَ رَبِّيَ إِنَّ رَبِّي غَفُورٌ رَّحِيمٌ
من نفس خود را از عيب و تقصير مبرا نميدانم زيرا نفس اماره انسان
را به كارهاي زشت و ناروا واميدارد مگر آنكه خدا به من رحم كند و
در قرآن به زندگي دو نفر اشاره شده كه به مقامات بالايي رسيده بودند و عاقبت به شر شدن و بدجوري سقوط كردن برصيصاي عابد و بلعم باعور كه حتي سجده بر شيطان كردند و مردند و......
در ادامه مطلب آيات و زندگي اين دو را بخوانيد