! به پا عاقبتت رو !
به نام خداي مهربان
ممكنه فردي عمري زحمت كشيده باشه و كلي شب زندهداري و روزهداري و گرسنگي و تشنگي كشيده باشه ولي در يك امتحان رد بشه و سقوط بكنه و هرچه بيشتر صعود كرده باشه سقوطش خرد كننده تر خواهد بود نمونه بارزش كه همه ميشناسيدش جناب شيطانه كه به خاطر سرپيچي از دستور خدا از درگاه الهي رانده شد و عاقبت به شر و چون سجده نكردن بر انسان عامل اين رانده شدنش بوده كينه عجيبي از آدمي زاد به دل گرفته و با هر ترفند و راه ممكن قصد زمين زدن آدميان رو داره (خدا بدادمون برسه)
در روزگار ما هم كم نيستند چنين افرادي در جايگاهها و در لباسهاي مختلف چه بسا با سوابق درخشان و جهاد و زندان و كلي امور خير ديگه كه عاقبت سقوط و جهنمي شدن و منحرف كردن عده زيادي بي خبر باشه!
به قول حضرت يوسف با اينكه معصوم بود وقتي در برابر درخواست زليخا وسوسه شد گفت :
وَمَا أُبَرِّىءُ نَفْسِي إِنَّ النَّفْسَ لأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلاَّ مَا رَحِمَ رَبِّيَ إِنَّ رَبِّي غَفُورٌ رَّحِيمٌ ﴿53يوسف﴾
من نفس خود را از عيب و تقصير مبرا نميدانم زيرا نفس اماره انسان
را به كارهاي زشت و ناروا واميدارد مگر آنكه خدا به من رحم كند و
مرا نگه دارد براستي كه خداي من بسيار آمرزنده و مهربان است.
در قرآن به زندگي دو نفر اشاره شده كه به مقامات بالايي رسيده بودند و عاقبت به شر شدن و بدجوري سقوط كردن برصيصاي عابد و بلعم باعور كه حتي سجده بر شيطان كردند و مردند و......
در ادامه مطلب آيات و زندگي اين دو را بخوانيد
ادامه مطلب
2
نوشته شده در جمعه نهم مرداد 1388ساعت 7:40 بعد از ظهر  توسط علیرضا کیش مهر
|
حتما بخوانيد مخصوصا دوستان ساده دل!
به نام خداي مهربان
پشت پرده بسياري از حوادث اخير نتيجه برنامه هاي سالها قبله كه قسمتيش توسط پيام فضلي نژاد هفته قبل منتشر شده
نكته اي كه در اين مقاله اشاره نشده اينه كه گروهي از سران مجاهدين انقلاب اسلامي در زمان رياست جمهوري هاشمي رفسنجاني در موسسه تحقيقات استراتژيك كه زير مجموعه رياست جمهوري است برنامه ريزي هايي داشتن و بسياري از آنان براي تحصيل به اروپا و مخصوصا كشور انگليس رفتن و تخصص هايي من جمله تخصص جنگ رواني و غيره را كسب كردند و از مهمترين پروژه آنان در آن روزگار روي كار آوردن خاتمي بوده كه به گفته يكي از آنان: خاتمي را ما خاتمي كرديم و گرنه او يك فرد با روحيه اي فرهنگي در گوشه كتابخانه ملي باقي ميماند و....
چگونه پروژه «جامعه مدني» به «مبارزه مدني» تبديل شد؟- 1 زمينه هاي كودتاي نرم
پيام فضلي نژاد
اسفند 1375، معاون وقت وزير خارجه آمريكا در مقدمه گزارش «شوراي روابط خارجي» پيرامون پروژه «جامعه مدني» در ايران نوشت: «اين جريان ]هواداران جامعه مدني[ بخشي از يك حركت فراگيرتر جهت متلاشي كردن اقتدار ديني جمهوري اسلامي است... و مشروعيت هر نوع حكومت ديني را زير سؤال مي برد.» اين گزارش هنگامي منتشر شد كه «محمد خاتمي» سخت مشغول مبارزات انتخاباتي براي هشتمين دوره رياست جمهوري بود و از قضا «جامعه مدني» را به عنوان شعار تبليغاتي اش برگزيد!
زيرساخت هاي پروژه جامعه مدني از سال .1988م در «مركز مطالعات دموكراسي» دانشگاه وست مينستر لندن توسط «جان كين» (نظريه پرداز سرويس اطلاعات خارجي انگليس، MI6) باز توليد گشت و با آغاز دهه 1370 به پروژه اصلي روشنفكران سكولار ايران بدل شد. «بنياد مطالعات ايران» كه به رياست «اشرف پهلوي» در واشنگتن. دي.سي فعال است، از محافل برجسته اي بود كه از سال 1372 در فصلنامه «ايران نامه» پروژه جامعه مدني را از اين مركز انگليسي اقتباس كرد و تحقق آن را شرط لازم فروپاشي ايدئولوژيك نظام جمهوري اسلامي دانست. پژوهشگران اين بنياد، مانند «علي بنوعزيزي» و «هوشنگ اميراحمدي» اعتقاد داشتند كه ساختارهاي جامعه مدني به گسترش سكولاريسم در ايران كمك مي كند و تنها نيرويي كه توان انجام اين «مأموريت» را دارد، اعضاي حلقه كيان (موسوم به روشنفكران ديني) هستند. حتي گروهك هايي مانند سازمان فدائيان خلق (اقليت) نيز با كنار نهادن مشي و مرام تروريستي، خود را هوادار «جامعه مدني» جا زدند. استدلال آنان كه 14 مرداد 1371 به قلم «بهروز خليق» در ماهنامه «كار» منتشر شد، اين بود كه پروژه جامعه مدني بايد نقطه آغاز براندازي نرم جمهوري اسلامي تلقي گردد؛ مبارزه اي كه اين بار ماحصل «تحولات فكري در بخشي از نيروهاي درون نظام مانند محمد خاتمي است.»
در نيمه اول دهه 1370، اجماعي گسترده ميان محافل اروپايي و آمريكايي پيرامون تحقق «جامعه مدني» در ايران شكل گرفت و يك كمپ سياسي قدرتمند آن را پشتيباني مي كرد. اركان بنيادي اين كمپ را «مركز مطالعات دموكراسي» انگليس، «شوراي روابط خارجي» آمريكا و «انجمن سياسي خارجي» آلمان مي ساختند و جلسات منظمي را براي رايزني با كساني كه به «اصلاح طلبان» شهره شده بودند برگزار كردند. چهره پنهان رايزني ها در آن هنگام، «جان كين» بود. او كه از سال 1374، در پوشش استاد كرسي «جامعه مدني» دانشگاه «وست مينستر» انگلستان تعامل خود را با «حسين بشيريه» و «عبدالكريم سروش» آغاز كرد، پس از دوم خرداد 1376 بارها به تهران آمد. سروش و بشيريه، سال ها در انگليس اقامت داشتند و در دهه 1370، يك پاي آنان در مركز پژوهشي لندن و يك پاي ديگرشان در حلقه هاي سياسي ايران بود. از سال 72، سروش در «حلقه كيان» مأمور تبليغ پروژه جامعه مدني به عنوان اصلي ترين «مسأله روشنفكران ايران» شد و از سال 73، بشيريه نيز در «مركز بررسي هاي استراتژيك رياست جمهوري» آن را در قالب «پروژه توسعه سياسي» صورتبندي نمود. هدف اين پروژه، دگرگون ساختن ماهيت جمهوري اسلامي از درون نظام و «گذار به دموكراسي» بود. از دل اين دو محفل، در سال 1374 «حلقه آئين» با محوريت «محمد خاتمي» متولد شد كه سروش، بشيريه، حجاريان، تاج زاده، ابطحي، كديور و مجتهد شبستري از اعضاي اصلي آن به شمار مي رفتند؛ حلقه اي كه بعدها شعار و سياست هاي خاتمي را براي شركت در انتخابات رياست جمهوري 2 خرداد 1376 بر محور «گفتمان جامعه مدني» صورتبندي كرد.
تا سال 1375، چهره هاي برجسته اين سه حلقه در پوشش فرصت هاي مطالعاتي و بورس هاي پژوهشي بيشترين سفر رابه ايالات متحده، انگلستان و آلمان داشتند كه جنجالي ترين آن، سخنراني محرمانه «عبدالكريم سروش» در «انجمن سياست خارجي» آلمان در سال 1374 بود. افشاي اين رايزني هاي محرمانه، واكنش هاي فراواني را در ايران برانگيخت. چنين فعاليت هايي، گاهي با اعتراض طيفي از شخصيت هاي آكادميك مواجه نيز مي شد. مثلاً در اسفند 1374، اساتيد «كالج استير» در ويرجينيا با انتشار پژوهشي اعلام كردند كه روشنفكران ايراني، اقتباسي ناقص و پرغلط از معنا و مبناي جامعه مدني انجام داده اند و «تئوري هاي آنان فاقد حداقل استانداردهاي علمي و اصول معتبر فلسفي است.»
روزنامه كيهان در آن ساليان، اين رويكرد را با حساسيتي عميق تر و از منظري جامع تر دنبال مي كرد. «حسين شريعتمداري» بارها در مقالات خود هشدار داد كه مبلغان تئوري كهنه «جامعه مدني»، مباحثات علمي را بازيچه منافع و مطامع سياسي خود ساخته اند. او فاش كرد كه روشنفكران حامي خاتمي براي «جعل» وجهه اي علمي براي خود و پروژه سياسي شان، حتي دست به «جعل» نامه حمايتي اسلام شناسان بزرگ مي زنند. «حامد الگار» از بزرگترين اسلام شناسان معاصر و استاد دانشگاه بركلي، در 16 مرداد 1375 با ارسال نامه اي خطاب به شريعتمداري، رويكرد او را تصديق كرد و نوشت: «اين افراد ]در ماهنامه كيان[ زير پرده روشنفكري و تجدد و اصلاح ديني، در پي براندازي اساس جمهوري اسلامي هستند.»
پاسخ به اين انتقادات را ماهنامه «پر» (چاپ آمريكا) به سرعت در ويژنامه تابستاني خود منتشر كرد؛ نشريه اي كه گردانندگان آن ايراني تبارهاي صهيونيست مانند «رويا حكاكيان»، «رامين احمدي» و... هستند و به نحوي علني با لابي هاي امنيتي اسرائيل در آمريكا براي براندازي نرم جمهوري اسلامي تعامل دارند. اين ماهنامه در شماره 127 خود نوشت در پروژه «جامعه مدني» كه روشنفكران سكولار در ايران دنبال مي كنند، به هيچ وجه بحث علمي و فلسفي موضوعيت ندارد. اينكه آنان «بي سواد» هستند يا نه، مهم نيست، بلكه مهم، فرجام پروژه آنان است، «چون نتايج ناشمرده، پنهاني و خطرناكي براي حكومت اسلامي ايران دارد.»
در اوج اين مباحثات، تابستان 1375 نامزدي «محمد خاتمي» در انتخابات رياست جمهوري مطرح گشت و با پيروزي او در 2 خرداد 1376، اين پروژه جامعه مدني به اقتدار سياسي رسيد. تيم سياسي خاتمي كه اعضاء همان حلقه هاي سه گانه بودند و اعضاء «سازمان مجاهدين انقلاب» اكثريت آن را تشكيل مي دادند، وظيفه نهادينه ساختن گفتمان «جامعه مدني» را با بهره از ابزارها و امكانات دولت اصلاحات برعهده گرفت. با اين حال، خيلي زود در سال 1380، بحران به سراغ اصلاح طلبان آمد و با كاهش چشمگير مقبوليت اجتماعي مواجه گشتند. آنان، گويي ياد جمله معروف «لنين» افتادند كه «چه بايد كرد؟»
استراتژيست هاي «نافرماني مدني» در تهران چگونه پروژه «جامعه مدني» به «مبارزه مدني» تبديل شد؟- 2
پيام فضلي نژاد
اصلاح طلبان راديكال براساس تئوري «سرمايه اجتماعي» از «فرانسيس فوكوياما» كه تابستان سال 1376 در آمريكا منتشر شد، كوشيدند تا يك پايگاه اجتماعي را براي پروژه «جامعه مدني» نهادينه كنند؛ پايگاهي كه «نيروي سازماني» اصلاح طلبان در ايران باشد و قدرت «بسيج توده ها« را به نفع پروژه هاي آنان بيابد. از اين رو، «سعيد حجاريان» در سال 1377 از «محمد خاتمي» خواست تا هر چه سريع تر دستور برگزاري انتخابات «شوراهاي اسلامي شهر و روستا» را صادر كند. آنان هدف خود را از احياء اين انتخابات، پديدآوردن يك «دموكراسي مشاركتي» و گسترش «فرهنگ جامعه مدني» اعلام كردند، اما به دنبال مصادره منابع كلان اقتصاد شهري و روستايي و روزنه هاي جامعه بودند تا سكولاريسم را در كل سطوح اجتماعي و فرهنگي گسترش دهند. عليرغم اينكه چهره هاي شاخص اصلاح طلبان مانند «عبدالله نوري» و «سعيد حجاريان» اين پروژه را در دوره اول شوراها مديريت مي كردند، اما با آغاز دهه 1380، نظرسنجي ها از كاهش چشمگير مقبوليت گفتمان «جامعه مدني» در ميان مردم حكايت داشت.
«سعيد حجاريان» روايت مي كند كه سال 1380 در گفتگويي خصوصي به «محمد خاتمي» گفت اصلاحات به سبب «فقدان نيروي اجتماعي» در حال فروپاشي است. او از رئيس دولت اصلاحات خواست كه همزمان، نقش «رهبر اپوزيسيون» را نيز بازي كند تا «جنبش، بي سر نشود» و نميرد. خاتمي به حجاريان پاسخ داد كه از «سرنوشت بني صدر» مي ترسد و گفت: «من نمي خواهم مثل بني صدر شوم. چون بني صدر مي گفت كه در دنيا فقط من هستم كه هم رئيس جمهورم و هم رئيس اپوزيسيون.» پس از اين جلسه، كار گروهي در «دفتر مطالعات سياسي وزارت كشور» با حضور «حسين بشيريه» و «سهراب رزاقي» تشكيل شد تا از نگاه جامعه شناسي سياسي به تحليل «آينده جامعه مدني در ايران» بپردازد. بشيريه پيشنهاد كرد كه دولت بودجه مستقلي براي «نهادسازي مدرن مدني» اختصاص دهد تا با گسترش «ان.جي.او»ها (نهادهاي مردم بنياد!) يك نيروي اجتماعي براي اهداف پروژه اصلاح طلبان سازمان داده شود. با اين حال، بشيريه نتيجه گرفت كه گذار «آرام» به دموكراسي براي تحقق «جامعه مدني» ممكن نيست و نظام سياسي ايران بايد به شكلي «مسالمت آميز» توسط دولتمردان اصلاح طلب دگرگون گردد. «سهراب رزاقي» كه در اين كار گروه به عنوان يكي از اعضاء وزارت كشور دولت خاتمي فعال بود، بعدها اعتراف كرد كه مبلغ 436 هزار يورو از بودجه دولت هلند براي «آموزش فعالان جامعه مدني در ايران» پول دريافت كرده است؛ بودجه اي كه براي تشكيل و تربيت يك «نيروي سازماني» جهت پيشبرد پروژه «كودتاي مخملي» در ايران بود.
از ابتداي سال 1381، گزارش هاي پژوهشكده «سازمان جاسوسي سيا» (NED) ناظر به شكست اصلاح طلبان در ايران بود. بنابراين، از سال 1381 تا سال 1383، دو تن از فيلسوفان بزرگ اروپا و آمريكا براي ارزيابي «چشم انداز جامعه مدني» به ايران آمدند. ارديبهشت1381، ابتدا «يورگن هابرماس» با ميزباني دولت اصلاحات براي سفري 10روزه، از آلمان به ايران آمد. او برجسته ترين فيلسوف آلماني و مشهورترين نظريه پرداز «نافرماني مدني» به شمار مي رود كه براي ارزيابي موقعيت پروژه آمريكايي «گذار به دموكراسي» از چين تا ايران را پيموده است. هابرماس، شامگاه 26ارديبهشت 1381، به منزل «محسن كديور» در محله قيطريه تهران رفت تا براي رايزني با اصلاح طلبان در جلسه اي خصوصي با «سعيد حجاريان»، «محمد مجتهد شبستري» و... شركت كند؛ جلسه اي كه حضور «محمد خاتمي» نيز در آن پيش بيني شده بود. او همچنين با «عليرضا بهشتي» كه هنگام انتخابات 22خرداد 1388 در پروژه مبارزه مدني اصلاح طلبان به عنوان مشاور عالي «ميرحسين موسوي» ايفاي نقش كرد، چندين ديدار داشت. هابرماس در اين رايزني ها از عزم اصلاح طلبان براي استقرار حكومت غيرديني در ايران سؤال كرد و آنان گفتند كه «قدم به قدم پيش مي رويم.» عنوان «انقلابيون مايوس» لقبي است كه هابرماس به اين اصلاح طلبان (از سعيد حجاريان تا عليرضا بهشتي) مي دهد و اعتقاد دارد «آنان از انقلاب اسلامي بريده اند.» او دربرآوردي كه به ميزبان خود «عطالله مهاجراني» (به نمايندگي از رئيس جمهور خاتمي) ارائه كرد، گفت «به تدريج ناآرامي هايي در ايران رخ خواهد داد» و اصلاح طلبان بايد با «نهادسازي دموكراتيك» به تجميع نيرو بپردازند تا آمادگي يك «مبارزه مدني» را داشته باشند!
از نگاه هابرماس، دانشگاه ها و احزاب دو ركن اصلي براي زمينه سازي «مبارزات مدني» و «گذار به دموكراسي» بودند. از اين رو، اصلاح طلبان «مطالعه فرآيند دموكراتيزاسيون» را به يك پروژه رسمي آكادميك تبديل كردند! «حسين بشيريه» در دانشگاه تهران و «عليرضا بهشتي» به همراه «محسن كديور» در «دانشگاه تربيت مدرس» بخشي از اين پروژه را پيش بردند. براي نمونه در سال 1383، پايان نامه دكتراي علوم سياسي «جواد اطاعت» در «دانشكده حقوق و علوم سياسي دانشگاه تهران» به بررسي چگونگي ايجاد تغييرات دموكراتيك در جمهوري اسلامي از راه مبارزات انتخاباتي اختصاص يافت كه يك رونويسي شبه علمي از «استراتژي براندازي قانوني» است. اطاعت كه آن هنگام «مشاور وزير كشور» در دوره وزارت موسوي لاري بود، به منظور مشاركت در تحقق اين استراتژي، سال 1388 از «حزب اعتماد ملي» به اردوگاه انتخاباتي «ميرحسين موسوي» منتقل شد. از سوي ديگر، «حزب مشاركت ايران» نيز به پيشنهاد حجاريان، 40جلسه را براي طراحي مدل جديد «گذار به دموكراسي» برگزار كرد. اين نشست ها با حضور اعضاء گروهك هاي «نهضت آزادي» و «ملي- مذهبي ها» تحت عنوان «تا دموكراسي» از بهمن 1382 آغاز گشت و به تدوين يك منشور عملياتي براي «نهادسازي مدني» و «دموكراتيزاسيون» انجاميد.
از سال 1383، «شوراي روابط خارجي آمريكا» در تكاپوي ارائه مدل جديدي براي پروژه «اصلاحات در ايران» بود و اين مدل نيز تحت تأثير فلسفه عملگرايي (پراگماتيسم) از «ريچارد رورتي» شكل گرفت. رورتي را به عنوان «بزرگترين فيلسوف آمريكا» مي شناسند، اما يكي از قديمي ترين رهبران عمليات سري «سازمان اطلاعات مركزي آمريكا» در حوزه انديشه است كه از دهه 1950، به كادر مديريت پروژه موسوم به «جنگ هاي كثيف روشنفكري» در CIA پيوست. «علي ميرسپاسي» (عضو شوراي سردبيري فصلنامه كنكاش، چاپ نيويورك) نخستين كسي است كه براي «حزب مشاركت ايران» به شرح استراتژي عمل گرايانه رورتي با هدف فهم سياست هاي جديد آمريكا پرداخت. از سال 1382، «خشايار ديهيمي» نيز در انتشارات «طرح نو» (به مديريت حسين پايا) با ترجمه تئوري هاي سراسر فاشيستي رورتي، به عنوان مبلغ راهبردهاي اين جاسوس كهنه كار براي «فروپاشي ايران» ظاهر گشت. سرانجام، جمعه شب 22خرداد 1383، «ريچارد رورتي» براي اقامتي 2روزه وارد تهران شد تا با همكاري «داريوش شايگان» و «رامين جهانبگلو» از نزديك به ارزيابي وضعيت اصلاح طلبان بپردازد. وقتي او به ايران آمد، با 2شكست اصلاح طلبان در انتخابات شوراهاي دوم و مجلس هفتم روبرو شد. در واقع پروژه جامعه مدني شكست خورده بود. رورتي به اصلاح طلبان گفت كه «گذار به دموكراسي» محصول بحث هاي روشنفكري و فلسفي در باب «بازسازي سنت» و «اصلاح دين» نيست بلكه نيازمند اتكاء محض به سنت هاي آمريكايي و پيروي از فلسفه عمل گرايي (پراگماتيسم) است. از نگاه رورتي بايد با گسترش نهادهاي دموكراتيك، يك «نيروي اجتماعي سازمان يافته» را براي «مبارزات مدني» تربيت كرد تا آنان در «يك لحظه تاريخي» ]كودتا[ دموكراسي آمريكايي را حاكم كنند. استراتژيست هاي غربي، اصلاح طلبان را به اجماع پيرامون اتخاذ راهبرد «مبارزه مدني» رساندند، اما «شاه كليد» پروژه نزد يك تئوري پرداز انگليسي بود. آيا او نيز به تهران خواهد آمد؟
چگونه پروژه «جامعه مدني» به «مبارزه مدني» تبديل شد؟- 3 شاه كليد انگليسي
پيام فضلي نژاد
در 9 ماه منتهي به سوم تير 1384، دست كم 8 نفر از مقامات امنيتي و جاسوسي كشورهاي انگليس، آمريكا، هلند و ... تحت پوشش هاي دانشگاهي، رسانه اي و ديپلماتيك وارد تهران شدند. ماموريت آنان، تجديد ساختار و سازمان «فعالان جامعه مدني» براي كمك به پيروزي اصلاح طلبان در نهمين دوره انتخابات رياست جمهوري بود. اگر در خرداد 1383، «ريچارد رورتي» در كسوت مغز متفكر سازمان CIA و «بزرگترين فيلسوف آمريكا» در تهران ميهمان اصلاح طلبان بود، اين بار پرفسور «جان كين» به ايران آمد تا آخرين دستورالعمل هاي «كودتاي مخملي» را به «سعيد حجاريان» منتقل كند؛ كسي كه هم مغز متفكر «سرويس اطلاعات خارجي انگلستان» (MI6) به شمار مي رود و هم صاحب لقب «موثرترين متفكر بر تئوري سياسي انگليس» است. كين، انجام ماموريت هاي برون مرزي مهمي را در كارنامه امنيتي خود داشت كه شركت در عمليات فروپاشي حكومت هاي اروپاي شرقي، يكي از آنان بود.
در عصر جنگ سرد، سازمان هاي جاسوسي CIA و MI6 در ائتلافي راهبردي، يك «سيستم امنيتي واحد» را براي سرنگوني رژيم هاي «ضد سرمايه داري» ساختند كه مركز رهبري آن، «شوراي برنامه ريزي رواني» (PSB) در آمريكا بود. از دهه 1980، اين شورا براي براندازي حكومت هاي كمونيستي چكسلواكي، لهستان و ... استراتژي و شعار «تقويت جامعه مدني» را برگزيد و نخستين بار، تاثير آن را در تبليغات «جنبش همبستگي لهستان» آزمايش كرد. «شوراي برنامه ريزي رواني» (PSB) در جستجوي مدلي جديد از «جامعه مدني» بود؛ مدلي كه يك «منطقه آزاد» براي سرمايه گذاري و نفوذ غرب باشد و از كانال آن، حكومت هاي ناسازگار با نظام سرمايه داري نابود گردند. اين ماموريت به «جان كين» سپرده شد. او سال هاي 1973 و 1974 را در چكسلواكي سپري كرده بود و با انتشار كتابي در سال 1985، از جاسوسي مانند «واسلاو هاول» تصوير يك «رهبر صلح جو» و «مبارزي خشونت گريز» را ساخت. سپس، براي كنترل و ارزيابي پروژه «جامعه مدني» در طرح براندازي حكومت لهستان، بارها به اين كشور سفر كرد. سال 1988، با نشر كتاب «دموكراسي و جامعه مدني»، مدلي ستيزه گر از جامعه مدني را ارائه داد. يكسال بعد، چكسلواكي و لهستان كمونيستي فرو ريخت. در واقع؛ واژه «جامعه مدني» پس از 130 سال غيبت و خاموشي در مغرب زمين، اين بار براي استفاده در پروژه «براندازي نرم» به فلسفه سياسي غرب بازگشت.
«جان كين» از سال 1994، در «مركز مطالعات دموكراسي لندن» (CSD) پروژه «جامعه مدني ايران» را پايه گذاشت. او در دوره رياست جمهوري خاتمي، پس از آشوب هاي 18 تير 1378 به تهران آمد. اما اين سفر، مصادف با 2 رويداد مهم ديگر نيز بود. از يك سو، حمله كم سابقه «حلقه كيان» و روزنامه هاي زنجيره اي به مباني و اسوه هاي ديني ايرانيان اوج گرفته بود. «عبدالكريم سروش» در مصاحبه با نشريه «اكسپرس» گفت از «محمد خاتمي» خواسته كه اجازه دهد در دانشگاه ها و مطبوعات مباني مسلم ديني نقد و در صورت لزو م طرد شود تا بتوان «جامعه مدني» را مستقر كرد. اتفاقا اين اتفاق در حال وقوع بود. هفته نامه «راه نو» نوشت «مخالفت محققانه با دين، كفر نيست» و مجله «كيان» ارتداد را «حق طبيعي هر فرد» مي دانست. از سويي ديگر، پروژه ساختن «گاندي مسلمان» و «واسلاو هاول ايران» آغاز شده بود و اصلاح طلبان، «محمد خاتمي» را شايسته اين القاب مي دانستند.
از نيمه پنهان سفر «جان كين» در چنين موقعيتي، يك مقام بلندپايه امنيتي رازگشايي كرد. براساس اسنادي كه «مايكل برانت» (معاون سابق سازمان سيا) در كتاب Plan to Divide and Desolate Theology A فاش كرد، آن هنگام سازمان CIA و سرويس MI6 پروژه مشتركي را به نام «طرح براندازي تشيع تا سال 2010» تعقيب مي كردند كه نخستين هدف آن «فروپاشي انقلاب اسلامي ايران» بود. مبلغ 40 ميليون دلار از بودجه 900 ميليون دلاري اين پروژه، به «مبادلات آكادميك» مراكز اسلام شناسي غرب با حوزه ها و دانشگاه هاي اسلامي اختصاص يافت. هدف از گسترش اين مبادلات، جمع آوري اطلاعات حياتي، شناسايي و شكار جاسوس، نفوذ در مراكز ديني و تقويت روشنفكران ليبرال براي تبديل تشيع به يك «مكتب درويشي محض» تا سال .2010م (يعني تا 1389هـ.ش!) بود. يكي از اهداف اين پروژه در ايران، ايجاد موج فراگير تبليغاتي پيرامون «تحريفات تاريخي اسلام»، «هويت غير سياسي تشيع» و «نسبت دين و جامعه مدني» بود تا به دينداران القا شود كه تنها «اسلام سكولار» ضامن حيات «جامعه مدني» است.
«جان كين» گويي مرد پروژه هاي مشترك بود. او تحت پوشش مبادلات آكادميك ميان «مركز مطالعات دموكراسي لندن» و «دانشگاه مفيد» وارد تهران شد و روز 27 مهر 1378 براي ملاقات با آيت الله «عبدالكريم موسوي اردبيلي» به قم رفت. كين، رايزني هاي بسياري را با مشاوران رئيس جمهور خاتمي، مقامات «حزب مشاركت ايران»، اعضاي حلقه «كيان» و برخي روحانيون اصلاح طلب انجام داد كه جزئيات آن مذاكرات، «محرمانه» مانده است. بار ديگر، «جان كين» در پاييز 1383 به ايران آمد؛ هنگامي كه ديگر پروژه «جامعه مدني» شكست خورده بود. وقتي او پا به تهران گذاشت كه «عبدالكريم سروش» و «حسين بشيريه» نيز از ديدار با «جرج شولتس» (وزير خارجه سابق آمريكا) و «فرانسيس فوكوياما» (استراتژيست پنتاگون) به ايران بازگشته بودند. از رهگذر اين ديدارها، مقامات ايالات متحده قصد پيشبرد پروژه «لهستانيزه كردن ايران» را داشتند؛ پروژه اي كه از مدل «جنبش همبستگي لهستان» اقتباس شد و البته تئوريسين انگليسي آن هم در تهران بود.
در پاييز 1383، «جان كين» با مأموريت ايجاد يك «هسته مادر» براي «كودتاي مخملي» به ايران آمد و يك كارگاه آموزشي را نيز برگزار كرد. در بانك اطلاعاتي «مركز تحقيقات سياست هاي علمي كشور» اين كارگاه با نام «دوره آموزشي گذار به مردم سالاري» ثبت شده است. او جلسات متعددي با رهبران «حزب مشاركت ايران» برگزار كرد، اما با «سعيد حجاريان» به ديدار و گفتگويي طولاني نشست. در اين ملاقات، كين آخرين دستورالعمل هاي «براندازي نرم» و مدل هاي «دموكراتيزاسيون» را به حجاريان انتقال داد. راهبردهاي كين چنان براي حجاريان شگفت انگيز بود كه وي با شرح آن در يكي از جلسات حزب مشاركت گفت «ما در تئوري دموكراسي هم عقب مانده هستيم!» كين، بيشتر به «براندازي قانوني» از راه انتخابات تمايل داشت. پيشنهاد كرد كه دولت با حمايت ويژه مالي از سازمان هاي غير دولتي، رسانه هاي مستقل و نهادهاي مدني، سريعاً و به هر وسيله اي عرصه عمومي (جامعه) را فتح كند. او معتقد بود هر NGO يك «آزمايشگاه كوچك» براي جامعه مدني است كه نه تنها حساسيت كسي را برنمي انگيزد، بلكه خيلي راحت مي تواند كارهاي خود را در حاشيه امن پيش ببرد. وقتي تعداد اين آزمايشگاه هاي كوچك زياد شود، حكومت با چالش مواجه مي شود و به تدريج بايد عرصه را به آنان واگذار كند. چنانچه پروژه دولتي جامعه مدني از رژيم شكست بخورد، اين NGOها به عنوان يك منجي، «مبارزه مدني» را عليه رژيم آغاز مي كنند و وارد عمل ]كودتاي مخملي[ مي شوند. كين اعتقاد داشت كه در كنار اين نيرو، اصلاح طلبان بايد يك شبكه چند قطبي از رسانه هاي اينترنتي و... را بسازند تا از طريق مصادره افكار عمومي، انتخابات را «مهار» كنند.
با بازگشت شاه كليد انگليسي به لندن، يك شوك بزرگ رخ داد. آيا اين شوك سبب بازگشت اصلاح طلبان به قدرت مي شد؟
در وزارت كشور چه گذشت؟! چگونه پروژه «جامعه مدني» به «مبارزه مدني» تبديل شد؟- 4
پيام فضلي نژاد
هفته نامه انگليسي «نيواستيتسمن» روز 25 بهمن 1383 ويژه نامه اي را تحت عنوان «ايران: هر آنچه را مي خواهيد حالا بدانيد» منتشر كرد. در نوشتار سوم اين ويژه نامه «گاي دينمور»، گزارشگر امور ديپلماتيك «فايننشال تايمز» نوشت: «واشنگتن درباره حمله نظامي به ايران دچار سردرگمي شده، اما بهترين راه حل، فروپاشي حكومت جمهوري اسلامي از درون است. كاندوليزا رايس به دنبال يك فرايند طولاني فرسايش رژيم ايران است كه با حمايت مخالفان رژيم ايران آغاز مي شود.» چه كساني اميد آمريكا در ايران براي اجراي پروژه «فروپاشي از درون» بودند؟
«محمد خاتمي» در دولت اصلاحات، زمينه ها و ظرفيت هاي «فروپاشي از درون» را تقويت كرد و «وزارت كشور» يك «شبكه اجتماعي» تربيت شده را تحويل «مركز اطلاعات سازمان ملل متحد» داد. اين شبكه تحت نام «مركز توانمندسازي سازمان هاي جامعه مدني» شناخته مي شد و تيرماه 1381، «عبدالواحد موسوي لاري» آن را در «وزارت كشور» پايه نهاد؛ مركزي كه از امكانات، ارتباطات و حمايت گسترده مالي «مركز اطلاعات سازمان ملل متحد» در تهران برخوردار گشت. مديريت اين مركز را به «سهراب رزاقي» سپردند. او در دوران رياست جمهوري خاتمي، مدير كل «دفتر مطالعات سياسي وزارت كشور» و عضو «كميسيون سياسي هيئت دولت» بود و از سوي «عبدالله رمضان زاده» (سخنگوي خاتمي) و «سعيد حجاريان» (مشاور سياسي خاتمي) حمايت مي شد. پروژه اين مركز، بر محور «آموزش مدني» به شهروندان و براساس شاخص هاي «سازمان ملل» براي «گذار ايران به نظام دموكراتيك» شكل گرفت. تا سال 1384، اين مركز در بسياري از شهرهاي كوچك و بزرگ، براي دختران و پسران جوان «كارگاه هاي آموزشي» برگزار كرد و از رهگذر ارتباط با «كيان تاجبخش» (جاسوس سيا) از تجربيات و منابع «بنياد جرج سوروس» بهره مي گرفت. تمركز اصلي اين مركز معطوف به «تقويت فمينيست هاي سكولار»، «فعالان لائيك حقوق بشر» و «ايجاد زيرساخت هاي رسانه اي جامعه مدني» بود و ساختار آن براساس تئوري هاي مغزهاي متفكر CIA و MI6 (يورگن هابرماس، ريچارد رورتي و جان كين) بنا گشت. رزاقي در اين مركز، از امكانات وسيع «مركز پژوهش هاي مجلس ششم» و نمايندگان اصلاح طلب آن براي پيشبرد ماموريت هاي مطالعاتي خود استفاده مي كرد. اين شبكه چندقطبي، از نگاه آمريكايي ها پتانسيلي براي ايجاد يك «نيروي سازماني» جهت انجام پروژه «كودتاي مخملي» در ايران بود.
تعامل اين شبكه با ضدانقلابيون ساكن هلند سبب شد كه كشور هلند نيز به نحو رسمي وارد فرآيند «براندازي نرم» جمهوري اسلامي شود و در كنار اتحاد سازمان CIA و سرويس MI6 جاي گيرد. روز 9 ارديبهشت 1384، «فرح كريمي» (نماينده حزب سبزها در پارلمان هلند) در پوشش سفري ديپلماتيك وارد ايران شد تا در آستانه نهمين دوره انتخابات رياست جمهوري، با مقامات ارشد دولت اصلاحات به رايزني بپردازد. كريمي كه در دهه 1360 عضو شاخه نظامي گروهك تروريستي منافقين بود، از ابتداي دهه 1380 با «روزنامه ايران» (ارگان رسمي دولت خاتمي) ارتباط و همكاري داشت. وي در اين سفر با «رجبعلي مزروعي» و ديگر مديران «انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران» ديدار كرد و با آنان توافقنامه اي را براي برگزاري يك كارگاه آموزشي «مبارزه مدني» (تحت پوشش آموزش روزنامه نگاري مدرن) در آمستردام (پايتخت هلند) امضاء نمود. او همچنين با «سعيد حجاريان» و رهبران «حزب مشاركت ايران» بيش از 3 ديدار محرمانه برگزار كرد، اما رايزني هاي اصلي او با گروهك هاي «فمينيست راديكال» بود. در اين رايزني ها، «فرح كريمي» يك طرح جامع را در اختيار «شيرين عبادي» گذاشت و پيشنهاد كرد كه «زنان فمينيست» از استراتژي جامعه مدني كه در «طرح خاورميانه بزرگ آمريكا» تبيين و تشريح شده است، پيروي كنند. طرح جامع كريمي به تاسيس «كمپين يك ميليون امضاء» منجر شد كه به نحوي آشكار وظيفه توليد و توزيع «فحشاي عريان» در ايران را برعهده دارد. پس از سفر «فرح كريمي»، پارلمان هلند در بهار 1384 بودجه اي سالانه به ارزش 15 ميليون يورو را براي حمايت از «پلوراليسم رسانه اي در ايران» تصويب كرد تا خرج نهادهاي حامي «براندازي نرم» در ايران گردد. 436 هزار يورو از آن توسط موسسه هيفوس (رابط سازمان اطلاعات هلند با نهادهاي مدني) در اختيار «سهراب رزاقي» (مقام سابق وزارت كشور) قرار گرفت. نزديك به يك ميليون يورو از اين بودجه نيز به يكي از نزديكان «محمد خاتمي» پرداخت شد؛ كسي كه سال ها مسئوليت انتشار «بولتن محرمانه» رئيس جمهوري را برعهده داشت و اكنون با ارتزاق از بودجه براندازي دولت هلند، نشريه الكترونيكي «روز آن لاين» را در اروپا مديريت مي كند.
همزمان با مصوبه پارلمان هلند، «ريچارد باچر» (سخنگوي وزير خارجه آمريكا) نيز اعلام كرد كه دولت ايالات متحده يك بودجه 3 ميليون دلاري را براي سازمان هاي غيردولتي و مدني و... در داخل ايران تخصيص داده است، اما پس از شكست اصلاح طلبان در سوم تير 1384، ناگهان روند حمايت هاي مالي آمريكا از نيروهاي سابق دولت خاتمي شتاب گرفت. روز 27 بهمن 1384، «كاندوليزا رايس» در كنگره آمريكا خواهان افزايش 75 ميليون دلاري «بودجه براندازي نرم ايران» شد. او گفت كه 10 ميليون دلار از اين بودجه خرج «قدرت بخشيدن به جامعه مدني ايران» و «آموزش مدني» سازمان هاي صنفي و سياسي داخل ايران خواهد شد. مبلغ 15 ميليون دلار به فعاليت هاي اينترنتي ايرانيان براي «سازماندهي مدني» آنان اختصاص خواهد يافت. وزير خارجه آمريكا اعلام كرد كه الگوي ما براي دموكراسي سازي در ايران، تجارب «لهستان» و «جنبش همبستگي» در اين كشور است. چندي بعد از سخنان رايس، «بنياد باران» به كانوني براي تدوين و تحليل استراتژي «لهستانيزه كردن ايران» بدل گشت و به بومي سازي تئوري هاي كودتاي مخملي در ايران روي آورد؛ بنيادي كه «محمد خاتمي» موسس و رئيس آن بود.
از اين مقطع، كانون هاي تبليغاتي و محافل عملياتي براي زمينه سازي «كودتاي مخملي» فعال تر شدند. پيش از اين، «انتشارات روزنه» در سال 1381 اثري از «ساموئل هانتينگتون» را روانه بازار كتاب نمود كه به «كتاب مقدس براندازان» مشهور است. سال 1383، «محمدجواد مظفر» ترجمه كتابي از «پل بروكر» را منتشر كرد كه يك نقشه عملياتي براي براندازي نرم بود. «نشر نگاه معاصر» كه از سال 1380 تئوري هاي دموكراسي سازي از «حسين بشيريه» را منتشر مي كرد، تا سال 1387 نيز 3 كتاب ديگر وي را با محور چگونگي براندازي رژيم هاي غيردموكراتيك انتشار داد. در سال 1386، «محمدعلي كديور» براي «انتشارات گام نو» به ترجمه تاريخچه تئوري هاي «فروپاشي از درون» پرداخت و كتاب «گذار به دموكراسي» را چاپ كرد. در اين ميان، انتشار كتاب «جامعه مدني، مبارزه مدني،» توسط «انتشارات روشنگران و مطالعات زنان» شگفت انگيز بود. اين كتاب كه چكيده و گزيده مجموعه آثار «جين شارپ» (پدر كودتاهاي مخملي) و «رابرت هلوي» (افسر سازمان سيا) است، با ترجمه «مهدي كلانترزاده» و زير نظر «شهلا لاهيجي» انتشار يافت.
از سال 1384 تا سال 1386، بيش از 4 كارگاه آموزشي براي اصلاح طلبان در آمستردام، دوبي و دهلي نو برگزار شد كه بودجه آن را هلند و آمريكا تامين كردند. 21 عضو انجمن صنفي روزنامه نگاران- كه برخي از آنان از خبرنگاران ويژه خاتمي بودند- در آبادان 1385 به آمستردام سفر كردند تا در كارگاهي آموزشي زير نظر «فرح كريمي» و «اليزابت چني» (دختر معاون وقت رئيس جمهور آمريكا) شركت كنند و آخرين تكنيك هاي جنگ نرم را فراگيرند. 7 بهمن 1385 نيز 3 تن از زنان فمينيست كه در كمپين گسترش فحشا(يك ميليون امضاء!) فعال بودند، قصد سفر به دهلي نو را داشتند تا با يك عضو گروهك تروريستي «فدائيان خلق» به نام «مينا سعدادي» ملاقات و رايزني كنند.
چگونه پروژه «جامعه مدني» به «مبارزه مدني» تبديل شد؟ بخش پاياني
رازها و رانت هاي خاتمي
پيام فضلي نژاد
طراحي پروژه «كودتاي سبز» براي دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري، فرآيند امنيتي پيچيده و استراتژي اي چند لايه دارد، اما از ميان انواع مدل هاي «براندازي نرم»، رفتار سياسي اصلاح طلبان بيشتر به استراتژي «ساموئل هانتينگتون» پهلو مي زد. اين استراتژي، تركيبي از راهبردهاي گوناگون است و مبتني بر هيچ فلسفه سياسي و اخلاق مدني اي نيست، بلكه تنها به كسب اقتدار سياسي مي انديشد. اين فرآيند پس از دوم خرداد 1376 با تئوري «فشار از پايين، چانه زني از بالا» آغاز شد و به استراتژي «مقاومت و بازدارندگي فعال» رسيد. در نيمه دي ماه 1380، «بهزاد نبوي» در نطق پيش از دستور خود در «مجلس ششم» گفت كه براي تحميل خواسته هاي اصلاح طلبان به حاكميت، بايد مردم را به خيابان ها كشيد و خرداد 1388، «ميرحسين موسوي» نيز خط استراتژيك «سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي» را ادامه داد؛ كسي كه با 20 سال سكوت، به «غايب» بزرگ عرصه سياسي ايران ملقب گشته بود و بسياري نمي دانستند چرا در «آب نمك» خوابيده است! صبح 21 خرداد 1388، در پايان ايام نفس گير مبارزات انتخاباتي در ملاقاتي با فرستاده ويژه مجله «تايم» آغاز «فاز عملياتي مبارزات مدني» را اعلام كرد و گفت كه در صورت پيروزي، براي پيشبرد پروژه اصلاحات، مردم را به خيابان ها مي كشاند. يك روز پيش از انتخابات، موسوي به «فرستاده انگليسي» خبر از شروع كدامين «پروژه» مي داد؟
نقطه آغازين پروژه «مبارزات مدني» در اغلب كشورهاي مدل، «انتخابات» است و كانديداي شكست خورده به عنوان نماينده جناح غرب گرايان، نقش «رهبر اپوزيسيون» را بازي مي كند. اين كانديدا به سبب شكست خود در انتخابات ركن «جمهوريت» نظام را به چالش مي كشد و حاكمان را متهم به «تقلب» و «خيانت» مي كند. چالش جمهوريت نيز براي اذهان عمومي بايد به «بحران مشروعيت» رژيم تعبير و تفسير شود تا در ذهن مردم، مقدمات رواني «مبارزات مدني» شكل گيرد. پيدايش اين زمينه، مستلزم پشتيباني يك كمپ رسانه اي قدرتمند است تا در جنگي تبليغاتي، هيجان هاي كاذب اجتماعي را به اوج برساند. جنگ رواني، بايد به «كودتاي رواني» عليه عقلانيت سياسي مردم بيانجامد، براي اينكه عده اي فرصت و قدرت تحليل وقايع جاري را از دست بدهند. هدف كودتاي رواني، بسيج نيروي اجتماعي - حتي نمايشي و حداقلي - براي «مبارزه مدني» است تا اين پروژه به مثابه يك «جنبش مردمي» جعل و تبليغ شود. اما، نيروي اصلي «كودتاي مخملي» در مدل هاي موجود، اغلب «نيروي سازماني»، تربيت شده و «سازمان يافته است» نه يك توده اجتماعي. اين «نيروي سازماني» كه طيف آن از سكولارها تا لمپن ها را شامل مي شود، همان عده اي هستند كه از رهگذر سياست نهادسازي مدني، تحت پوشش دوره هاي آموزشي و كارگاهي، تكنيك هاي عملياتي براي براندازي نرم را فرا گرفته اند. «نيروهاي سازماني» براندازي، گرچه شعار رفتار مدني و اخلاق دموكراتيك مي دهند اما فقط مجري عمليات تخريب، ترور و بحران سازي هستند. اين نيروها، از رهگذر نفوذ قبلي در مراكز حساس و ايجاد زنجيره اي از اغتشاشات خياباني، براي فلج ساختن سيستم عصبي كشور تلاش مي كنند. فلج عصبي بايد به فروپاشي اقتدار يك رژيم ختم گردد و سپس، در يك موقعيت زماني كه «لحظه تاريخي گذار» ناميده مي شود، نيروهاي سازماني بايد به اسم «انقلاب مخملي»، ماموريت كودتا را به فرجام رسانند.
اين فرآيند، پلان پروژه اي است كه به هزار و يك دليل، در ايران شكست خورد. با اين حال، آمريكا و انگليس را دوباره به هوس يك كودتا در ايران انداخت. اگر سال 1376، «روزنامه هاي آمريكا» مانند «لس آنجلس تايمز» و «واشنگتن پست» از خاتمي به عنوان منشأ الهام غرب گرايان ياد مي كردند، اما در سال 1388، اين بار «رئيس جمهور آمريكا» بود كه موسوي را منشأ الهام غرب گرايان معرفي كرد و مبارزات او را ستود. آيا مي توان سهم «محمد خاتمي» را در اين سياست ها و ستايش ها ناديده گرفت؟
خاتمي «نيروي سازماني» براندازي نرم را در دولت اصلاحات پديد آورد و از سال 1381، «عبدالواحد موسوي لاري» را در «وزارت كشور» مامور سازماندهي آن در NGOها كرد. اين نيرو، با بهره از ميليون ها دلار بودجه هاي مصوب كنگره آمريكا و پارلمان هلند، آموزش هاي ويژه اي براي ورود به فاز عملياتي «كودتاي مخملي» ديد. كمپ رسانه اي كودتا، نه تنها توسط اين «نيروي سازماني» جنگ هاي كثيف اينترنتي به راه انداخت، بلكه از رسانه هاي ماهواره اي خارج از كشور، مانند «بي.بي.سي» و تلويزيون آمريكا (VOA) تغذيه مي شد. «محمد خاتمي» پس از سوم تير 1384، دور جديدي از فعاليت هاي خود را آغاز كرد. او در شهريور 1385 با اخذ ويزاي ويژه اي از «جرج بوش» راهي آمريكا شد و سپس در آبان 1385 به انگلستان رفت. سخنراني هاي خاتمي در اين دو كشور، به نحوي نامتعارف، مملو از تقديس و تكريم «غرب» بود، چنانكه اعتقاد داشت «تنها يك تمدن وجود دارد كه همان تمدن غرب است» و «سكولاريسم، دستاوردهاي بزرگي براي بشر داشته است.» وقتي خاتمي در آستانه سال 1386 براي سخنراني در كنفرانس (India Today) به هند رفت، گويي روايت «جين شارپ» (پدر انقلاب هاي مخملي) را از استراتژي «مبارزات مدني» و روش «خشونت پرهيز» گاندي تكرار مي كرد. خاتمي با ترسيم جهان بيني گاندي، مدعي گشت «انسان شرقي، تشنه عقل واقعگرا و خلاق غربي است!»
خاتمي در 2 سال گذشته، با كليد واژه ها و كدهاي استراتژيك «مبارزات مدني» سخن مي گفت، اما چنين رويكردي، حساسيت زيادي را موجب نشد. 26دي 1386، او در مصاحبه با روزنامه «ال پائيس» مدل «حكومت دموكراتيك ديني» را به جاي جمهوري اسلامي ايران پيشنهاد كرد و در 20آذر 1387 گفت كه «در لحظه تاريخي گذار به سر مي بريم» و تاكيد كرد كه معلوم نيست كه در ايران چه كسي براي مردم مرجعيت دارد! «محمد خاتمي» سه روز بعد از اين سخنان، با مشاركت گروهك غيرقانوني «نهضت آزادي»، سمينار «نفت، توسعه و دموكراسي» را برگزار كرد و گفتارهايش، مانند هميشه يك رونويسي از تئوري هاي اقتصادي و سياسي آمريكا براي «گذار از ديكتاتوري به دموكراسي» بود. خاتمي به هر دليل و علتي كه بر كسي آشكار نيست، با لابي هاي بين المللي سر و س ري دارد. او تنها 6 روز پس از انصراف از كانديداتوري به نفع موسوي، سفرهاي خارجي اش را آغاز كرد. از ابتداي فروردين تا 20خرداد 1388 كه دوره اوج مبارزات انتخاباتي موسوي تلقي مي شد، خاتمي نزديك به يك سوم اين ايام (20روز) را از ايران غايب بود!
ابتداي فروردين براي سفري 8 روزه به استراليا رفت. بعد از اين سفر، فقط يك هفته در ايران ماند و سپس عازم تركيه شد تا با دبيركل «سازمان نظامي ناتو» ديدار كند! اين سفر نيز مقارن با حضور «باراك اوباما» در تركيه بود! روز 20ارديبهشت براي سفري 5روزه راهي عربستان گشت. جنجالي ترين سفر «محمد خاتمي» كه گفته اند راز اين «حلقه مفقوده» را خواهد گشود، سفري 4روزه در 11خرداد به تونس بود كه باز هم از قضا، 2روز پاياني آن با سفر رئيس جمهور آمريكا به مصر همزمان شد. منابع آگاه مي گويند همان هنگام كه «باراك اوباما» با هيات بلندپايه اي از مقامات دولت آمريكا در مصر به سر مي برد، خاتمي نيز از تونس به مصر سفر كرده است تا در باب احتمال شكست «ميرحسين موسوي» و حوادث پس از انتخابات با آن هيات گفت وگو كند. اگرچه خبر اين ملاقات- به روال معمول و البته بسيار منطقي!- در يك جمله «تكذيب» شد، اما از رازآلودي مجموعه اين سفرها نمي كاهد؛ سفرهايي كه در پركارترين روزهاي مبارزات انتخاباتي بسيار عجيب و غريب به نظر مي رسد. آيا اين غيبت 20 روزه خاتمي، با تكذيبيه هاي تكراري و كسالت آور «موجه» مي شود يا روزي، راز آن «حلقه مفقوده» در پروژه ناكام مبارزه مدني و دليل ستايش هاي رئيس جمهور آمريكا از اصلاح طلبان را فاش خواهد كرد؟ افشاي آنچه كه البته فاش بود!
پس از آن كه روز 24 خرداد 1388، موسوي در بيانيه اي صراحتا مردم را به «مبارزات مدني» دعوت كرد، خاتمي نيز روز 25 خرداد 1388، در بيانيه «پانزده خطي» خود، «هفت بار» واژه هاي تظاهرات و اعتراضات مدني را تكرار كرد. روز 10 تير 1388 خاتمي سخيف ترين سخنراني عمر سياسي خود را انجام داد و در يك فرافكني مدعي شد كه نظام «كودتاي مخملين عليه مردم» انجام داده است! او گفت كه به سبب يك «اعتراض مدني و منطقي و آرام» كه مردم(يعني نيروي سازماني كودتاي سبز!) انجام دادند، نظام خون مردم را «بي رحمانه» به زمين ريخت و در برابر «حركت مترقي مردم»، نظام آنان را «سركوب و تحقير» كرد. در اين سخنراني نيم ساعته، خاتمي 11 بار نظام اسلامي ما را متهم به سركوب، ريختن خون مردم و خشونت افراطي كرد و نتيجه گرفت كه «نظام شكست خورده است». او با «حمايت مطلق» از همه اغتشاش گران و كودتاچيان، 8 بار لفظ «پروژه تواب سازي» و «نمايش تلويزيوني» و «اعترافات كذب و دروغ» را به كار برد و 4 بار تاكيد كرد كه نظام با «تبليغات مسموم» در صدا وسيما، مردم را تحريك مي كند. خاتمي در اين 30 دقيقه، 5 بار از فضاي امنيتي و فوق امنيتي پس از انتخابات سخن گفت و اينكه نظام با سركوب فاقد پشتوانه مردمي شده است! و... خاتمي اما، حتي يك بار هم به دليل، سند يا قرينه مورد نظر خود براي اثبات ادعاي تقلب در انتخابات اشاره نكرد و از تناقض ادعاي قانون گرايي با دعوت به آشوب خياباني سخني نگفت و...
2
نوشته شده در جمعه نوزدهم تیر 1388ساعت 7:59 بعد از ظهر  توسط علیرضا کیش مهر
|
پاسخگوي خون بيگناهان كيست؟
به نام خداي مهربان
در اين چند روز حوادثي پيش
آمده كه در حافظه تاريخ ايران كم نظير است دهها نفر كه اكثرشان بيگناه
بودند كشته شدند صدها نفر زحمي و معلول شدند چه كسي مسئول و پاسخگوي اين
خونهاي به ناحق ريخته شده است؟
آنهايي كه دم از
قانون ميزدند بدون مجوز تظاهرات به پا كردند و زمينه هر نوع ضربه اي را به
مردم و اموال عمومي را آماده كردند، جالب اينجاست كه اين مجرمين و مسببين
خود را صاحب عزا و خونخواه اين جنايات ميدانند!
همينطور
كه ميدانيد نيروهاي انتظامي و امنيتي و بسيج براي متفرق كردن تظاهرات حق
استفاده از سلاح گرم را ندارند و بنابر اين هيچ نوع سلاح گرم و تفنگي به
همراه نخواهند مگر براي حفاظت از مقر و ساختمانهاي محل استقرار خود

به
طور نمونه: يكي از دوستان مسجد ميگفت كه با بچه هاي بسيج در روز شنبه در
خيابان آزادي بوده و مردم هم در حال عبور بودند يكي آقايي با كت و شلوار و
يك ريش بلندي اومد كنار اين دوستان ايستاد و بعد از مدتي بدون دليل به
مردم حمله كرد و مردم عادي را كتك ميزد! بچه ها بهش اعتراض كردند كه آقا
براي چي مردم رو ميزني اصلا شما كي هستي؟ و از كدوم نيرو هستي كه با جمع
شدن بچه ها اين آقا بدون دادن جوابي مثل اسب شروع به فرار ميكند و بچه ها
دنبالش كردند و مرغ از قفس پريد!
از زمانهاي
قديم سياست انگليسي ها تفرقه بنداز و حكومت كن بوده همينطور كه يكي به
ظاهري مذهبي و نفوذي بي علت به مردم حمله ميكنه تا وجهه نيروي مردمي بسيج
خراب بشه و باعث واكنش مردم عادي به اين حركت باشه همينطور هم در بين مردم
عادي كه به تحريك افرداي قدرت طلب به خيابون اومدن فردي نفوذي به ماشينها
و اموال عمومي و خانه خدا حمله ميكنه از دشمن به جز دشمني انتظار ديگري
نيست ولي آنها كه ادعاي دين و پيروي از خط امام و ولايت فقيه دارند چرا
عامل دست دشمن شده اند؟ آن گروههايي كه باعث ايجاد اين آب گل آلود شده اند
به طور مستقيم عامل قتل اين مردم عادي هستند و بايد در پيشگاه عدالت
پاسخگو بوده و محاكمه شوند.

كساني
كه دم از قانون ميزنند و علت حضور خود را اعتراض در برابر قانونگريزي ها
اعلام ميكنند! چرا اعتراض خود را از راهكار قانوني دنبال نميكنند؟ چرا
مستندات خود را علنا منتشر نميكنند؟ چرا ايجاد آشوب كرده و آب را براي
دشمنان ايران گل آلود ميكند؟
اين جمله چقدر پر معنا و راهگشاست منافقين از كفار بدترند!
براي پي بردن به مواضع اين قانون شكن قدرت پرست بهتر است
مصاحبه او را در روز قبل از انتخابات با مجله تايم بخوانيد
در همين زمينه كشته شدن كارمند تاكسيراني و
كشته شدن ندا صالحي
اين فيلم را هم ببينيد
خشونت سانسور شده
2
نوشته شده در چهارشنبه سوم تیر 1388ساعت 10:29 بعد از ظهر  توسط علیرضا کیش مهر
|
پروژه آشوب
به نام خداي مهربان
سلام دوستان عزيز مدتي در اينجا حضورم كم شده
بيشتر در فيس بوك هستم(بايد عضو بشيد تا بتونيد مطالب و اخبار رو ببينيد)
متن زير نوشته ايه كه در فيس بوك نوشتم
پروژه آشوب كه از مدتها قبل برنامه ريزي شده بود در بعض مناطق شمالي تهران در حال اجراست
دلم به حال ساده دلاني ميسوزه كه بازي قدرت طلبهايي رو كه فقط خودشون و منافعشون رو ميشناسن رو خوردن و بي بي سي استعمار پير در حال خط دادن و گزارش لحظه به لحظه و آتشفروزي معركه است
اونهايي كه از امام دم ميزنند چرا به دستور حضرت امام عمل نميكنند كه پشتيبان ولايت فقيه باشيد تا به مملكت آسيبي نرسد
نميدانند كه شاخه اي را كه ميبرند ريشه هستي خودشان است؟
عده اي فكر ميكنند كه اين ماجراها بدون برنامه ريزي است اصلا اينطور نيست
احتمال بسيار ضعيفي بود كه رئيس جمهوري راي دوباره نياره اين بازي ها و رنگها براي ايجاد انقلابي رنگي و مخملي است
سالها در خارج و داخل روي اين پروژه كار شده
باز هم اشتباه كرده اند اگر اكثريت مردم ايران كه احمدي نژاد راي دادن پاي به خيابونها بذارن كار را تمام خواهند كرد
از موسوي و كروبي و هاشمي خيلي بيشتر از اينها انتظار ميرفت چه مفت خود را فروختند.
2
نوشته شده در شنبه بیست و سوم خرداد 1388ساعت 8:3 بعد از ظهر  توسط علیرضا کیش مهر
|
اي دل جهان به کام تو شد شد نشد نشد
به نام خداي مهربان
سلام و رحمت الله
اين شعر مخصوصا اين قسمتش كه شد شد نشد نشد مثل يك قرص آرام بخش عمل ميكنه در اين روزگار
اي دل جهان به کام تو شد شد نشد نشد
دولت اگر غلام تو شد شد نشد نشد
اين دختر زمانه که هر دم به دامني ست
يکدم اگر به کام تو شد شد نشد نشد
اين سکه ي بزرگي و اقبال و سروري
يک روزهم به نام تو شد شد نشد نشد
چون کار روزگار به تقدير يا قضاست
تقدير بر مرام تو شد شد نشد نشد
روز ازل چو قسمت هر چيز کرده اند
عيشي اگر سهام تو شد شد نشد نشد
چون بايد عاقبت بنهي خانه را به غير
آباده کاخ و بام تو شد شد نشد نشد
زان مي که تر کنند دماغي به روز غم
يک قطره گر به جام تو شد شد نشد نشد
دامي به شاهراه مرادي بگستران
اين صيد اگر به دام تو شد شد نشد نشد
يک دم غنيمت است بنوشان و مي بنوش
صبح اميد شام تو شد شد نشد نشد
در درگه ملک چو غلامان بزي حکيم
بر حضرتش مقام تو شد شد نشد نشد.
ميرزا علي نقي خان حکيم الممالک متخلص به حکيم
2
نوشته شده در یکشنبه یازدهم اسفند 1387ساعت 8:56 بعد از ظهر  توسط علیرضا کیش مهر
|
اين روزها چقدر دلم تنگ است
به نام خداي مهربان
سلام به دوستان عزيز
در اين چند روز اتفاقاتي افتاده كه خيلي ها ممكنه خبر نداشته باشند
اول: حمله وهابي ها به شيعيان عربستاني روز شهادت پيامبر و امام حسن عليهما السلام در كنار بقيع كه چند نفري شهيد شدن +
دوم: اهانت به پيامبر و ائمه (ع) و علماي شيعه + و +
سوم: شيطنت عدهاي محدود به شهيدان با حمايت آمريكا و منافقين جالبه كه
شهيدان شدن خوارج و اين افراد كه در ايام عزاداري و هنگام نماز جماعت سوت
و كف ميزنند از دواخل هستن + و........
چهارم: من گــدا و تمنّــاى وصــل او هيــهات مگر به خواب ببينم خيال منظر دوسـت
ياعلي
2
نوشته شده در پنجشنبه هشتم اسفند 1387ساعت 8:57 بعد از ظهر  توسط علیرضا کیش مهر
|
شعري از حضرت رضا ع
به نام خديا مهربان
سلام عزيزان
عزاداري هاتون در شهادت حضرت پيامبر و امام حسن و امام رضا عليهم السلام مقبول حق
چند روزه اين چند بيت شعري كه حضرت رضا صلوات الله عليه فرمودن رو زمزمه ميكنم زبان حال اكنون ماست.
حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ مُوسَى بْنِ الْمُتَوَكِّلِ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ بْنِ هَاشِمٍ عَنْ أَبِيهِ عَنِ الرَّيَّانِ بْنِ الصَّلْتِ قَالَ أَنْشَدَنِي الرِّضَا ع
يَعِيبُ النَّاسُ كُلُّهُمْ زَمَاناً وَ مَا لِزَمَانِنَا عَيْبٌ سِوَانَا
مردم، زمانه را مرتّب عيب مىكنند و بد مىگويند، امّا ما خود عيب زمانه شده ايم
نَعِيبُ زَمَانَنَا وَ الْعَيْبُ فِينَا وَ لَوْ نَطَقَ الزَّمَانُ بِنَا هَجَانَا
از روزگار بد ميگوييم، ولي عيب در ماست، اگر زمانه زبان داشت به ما ميخنديد
وَ إِنَّ الذِّئْبَ يَتْرُكُ لَحْمَ ذِئْبٍ وَ يَأْكُلُ بَعْضُنَا بَعْضاً عِيَاناً
براستي كه گرگ گوشت گرگ را نميخورد در حالي كه بعضي از ما ديگري را آشكارا ميخورد
لَبِسْنَا لِلْخِدَاعِ مُسُوكَ طِيبٍ وَ وَيْلٌ لِلْغَرِيبِ إِذَا أَتَانَا
خود را براى فريب مردم مىآرائيم، واى بحال آن بدبختى كه غريب باشد، ما را نشناسد و فريب خورد!
عيون أخبار الرضا ع ج2، ص: 412
2
نوشته شده در پنجشنبه هشتم اسفند 1387ساعت 5:16 بعد از ظهر  توسط علیرضا کیش مهر
|
كوروش كبير
به نام خداي مهربان
سلام عزيزان متاسفانه به علت گرفتاري هاي مختلف و متعدد نشد كه زودتر از اين در خدمتتون باشم
اما در مورد عكس پست قبل
مدتهاست كه عدّهاي به ظاهر وطن پرست و ميهن پرست و عاشق ايران با سوء استفاده از احساسات پاك مردم ايران زمين با دروغ و وارونه جلوه دادن تاريخ افكار و مرام باطل خود را گسترش ميدهند يكي از نمونههاي اخير اين سوء استفاده و انحراف غائله تروريستي انفجار بمب در حسنيه رهپويان وصال شيراز در فروردين سال 87 است وقتي بمبگذارها دستگير شدند مشخص شد كه تعدادي جوان كم سن و سال و بي اطلاع هستند كه از طريق اينترنت توسط وطن فروشان خائن خارج نشيني اغفال شده و عضو كانون پادشاهي ايران شدهاند و بعد از ارتباطات اينترنتي و بعد هم ملاقاتهاي حضوري داشتند و در آخرين ملاقات با سجده به مقبره كوروش كبير هم پيمان شدند كه با بمبگذاري و ترور مردم مذهبي سلسه پادشاهي را در ايران زنده كنند همچون محمد رضاي پهلوي كه بر سر قبر كوروش ادعاي جانشيني او را داشت .

آيا شباهتي ميان عدالت و قدرت كوروش هخامنشي با محمد رضاي پهلوي وطن فروش كه كشور بحرين را به دستور اربابش انگليس از ايران جدا كرد وجود دارد؟ و يا شباهتي ميان كوروش بزرگ با پادشاهان بي كفايت و وطن فروش قوم قجر كه با قرار دادهاي ننگين از افغانستان گرفته تا گرجستان و آذربايجان و ازبكستان و تاجيكستان و تركمنستان و ارمنستان و ... را از ايران عزيز جدا كردند وجود دارد؟
و امّا كوروش بزرگ كيست؟كوروش كبير همان ذوالقرنين، بنده صالح خداست
قرآن ، داستان ذوالقرنین را در سوره کهف ، آیات 83 تا 98 بیان کرده و براى او ویژگى هایى را بر شمرده است .
نظر علامه طباطبایى(ره) ، آیة الله مکارم شیرازى ، و . . . این است که ذوالقرنین همان کوروش کبیر ، پادشاه هخامنشى است .
قرینه هایى که ایشان براى تأیید نظر خود مى آورند از این قرار است :
1- ذوالقرنین شخصیتى است که خداوند به او تمکن در روى زمین و قدرت و اختیار داده است و این با شخصیت کوروش که بر بخش عظیمى از آسیا و اروپا دست یافته و نخستین امپراتورى بزرگ تاریخ را تأسیس کرده است ، توافق دارد .
2- ذوالقرنین مطرح شده در قرآن خداشناس و موحد است و کوروش هم خداشناس و یکتاپرست بوده است و معقول ترین تاریخى که براى ظهور زرتشت یاد مى شود ، بین قرن ششم پیش از میلاد با تاریخ حیات کوروش توافق دارد .
3- ذوالقرنین سفر یا لشکرکشى به غرب یا مغرب خورشید داشته است و این با لشکرکشى کوروش به سیبرى در آسیاى صغیر و تسخیر آن سرزمین انطباق دارد.
4- ذوالقرنین سفر یا لشکرکشى به شرق یا مشرق خورشید داشته است و این با لشکر کشى کوروش به جنوب شرقى و (مکران و سیستان ) و شمال شرقى (حدود بلخ ) انطباق دارد .
5- ذوالقرنین با قومى وحشى مواجه شده است و این با رفتن کوروش به سمت شمال و نبرد با اقوام وحشى «سکا» که به عبارتى همان یأجوج و مأجوج هستند ، انطباق دارد . در این جا کوروش اقوام وحشى را عقب مى راند و در معبر داریال سدّى با آهن و مس مى سازد که هنوز بقایاى این سد در گرجستان برپاست .
تفسیر المیزان جلد13 صفحه 354الي 393
وارثان حقيقي كوروش بزرگ جوانان و نوجوانان غيور و پهلواني هستند كه با از جان گذشتگي از ايران عزيز در برابر صدام وحشي ديوانه كه از بلوك شرق و غرب و دول عرب سلاح و پول و نيروي نظامي دريافت ميكرد جانانه و با كمترين امكانات در برابر تمام دنيا كه دشمن ايران و ايراني بودند ايستادند در زمان جنگ كجا بودند شاه دوستان وطن پرست، كه شعار چو ايران نباشد تن من مبادشان گوش فلك را كر كرده است؟ كجا بودند هنگامي كه نوجوانان پاك ايران زمين با جسم نحيف خود مانند كوه در مقابل تانكها و ماشينهاي جنگي ايستادند.
نظرات در پارسي بلاگ
2
نوشته شده در جمعه چهارم بهمن 1387ساعت 9:31 بعد از ظهر  توسط علیرضا کیش مهر
|
انشالله در این مورد خواهم نوشت
به نام خدای مهربان
سلام عزیزان و همراهان میلاد حضرت هادی علیه السلام و عید غدیر مبارک

در رابطه با این تصویر مطلب مهمی را با یاری خدا خواهم نوشت فعلا یاعلی
2
نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387ساعت 11:11 بعد از ظهر  توسط علیرضا کیش مهر
|
ماهواره
2
نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم آبان 1387ساعت 10:28 بعد از ظهر  توسط علیرضا کیش مهر
|
(م ح م د) !
به نام خداي مهربان
سلام عزيزان
مدتي نشد كه وبلاگ به روز بشه انشاءالله اگر عمري باشه به صورت منظمتري در خدمتتان خواهم بود
براي حُسن شروعي دوباره پست جديد را متبرك به نام مقدس حضرت صاحب عج الله ميكنم

بسياري از ما نام اصلي حضرت صاحب الزمان عجل الله را كه محمد است نميبريم و حتي نام حضرت در بعض كتب به اين صورت (م ح م د) نوشته ميشود و روايات نهي از بردن نام مقدس حضرت موجود است.
با توجه به قراين مختلف اين روايات نهي كننده از بردن نام حضرت مربوط به زمان غيبت صغري است كه فرزند پيامبر(ص) در ميان مدعيان اسلام آنقدر غریب و مظلوم بوده كه به جرم فرزندي رسول خدا جان شريف حضرت در معرض خطر بوده و در روايات منقول از حضرت در زمان غيبت صغري از حضرت به عنوان ناحيه مقدسه نامبرده شده است از جمله زيارت شريفه ناحيه مقدسه و توقيعات و نامه ها و پاسخهاي حضرت به نامه هاي شيعيان، با بررسي كتب روايي دعاي ليلة القدر كه معروف به دعاي فَرَج است در بسياري از متون قديم به جاي " اللهم كن لوليك الحجة ابن الحسن" اينگونه ذكر شده است " اللهم كن لوليك محمد بن الحسن المهدي في هذه الساعة..." (مصباح كفعمي و بحارالأنوار جلد 94 و إقبالالأعمال و ...)
اگر چه در زمان حاضر بردن نام حضرت توسط شيعيان و دوستدرانش ضرر جاني براي حضرت ندارد ولي باز هم حضرت در ميان ما غریب و مظلومند!
كما اينكه جناب آقاي بهجت فرموده اند :
سبب غیبت امام زمان (عج) خود ما هستیم! وگرنه اگر ظاهر شود چه کسی او را می کشد؟ آیا جنّ آن حضرت را می کشد؟ یا قاتل او انسان است؟!
ما از پیش امتحان خود را پس داده ایم که چگونه از امام تحفظ و یا اطاعت می کنیم، و یا اینکه او را به قتل می رسانیم!
آن آقا گفت: چرا برای تعجیل فرج دعا می کنید؟ آیا می خواهید بیاید و او را هم بکشید؟ برای اینکه مزاحم خط و مردم و حکومت و حاکمیت شما خواهد بود! آنان که سایر ائمه را کشتند، دیوانه که نبودند! بلکه سبب آن بی دینی بود!
نظرات در پارسي بلاگ
2
نوشته شده در شنبه هجدهم آبان 1387ساعت 5:54 بعد از ظهر  توسط علیرضا کیش مهر
|
! هنرنمایی شبکه چهارم سیما !
به نام خدای مهربان
از شبکه چهار سیما

که به مدیریت جناب پور حسین مفتخر است هر روز ظهر برنامه "اردی بهشت" بصورت زنده پخش میشود که
بسیار جهت دار و از روی غرور و غیرت تنگ
نظرانه جنسیتی مسائل را بررسی میکند و اکثر میهمانان برنامه هم در همین جهت فکری دعوت میشوند و اگر درجه ای برخلاف میل و نظر مجری بخواهند بگویند اجازه ادامه سخن نخواهند یافت!
به طور مثال در روز یکشنبه 20 مرداد میهمان برنامه اردی بهشت خانم خبرنگاری بود که در مورد تهیه گزارشی از خفاش شب میگفت: در صبح اعدام این جنایتکار پدر دندانپزشک یکی از خانمهای مقتول به قاضی حاکم شرع که در محل اعدام حضور داشته گفته که من سالها زحمت کشیدم و دختری تحصیلکرده و دندانپزشک تحویل اجتماع داده ام این اعدام برای دختر من نیست زیرا اگر برای قصاص قتل دخترم بود من باید نیمی از دیه را به خانواده این جانی هرزه پرداخت میکردم چرا من باید برای دختر تحصیل کرده ام که به دست مرد جنایتکار و هرزه و بی سوادی کشته شده این نیم دیه را پرداخت میکردم؟ و در جواب آن قاضی گفته که به حکم اعتراضی نکنید و....
این مهمان محترم برنامه اردی بهشت گفت سالها این سوال در ذهنم بود که چرا ؟؟؟؟؟
متاسفانه این برنامه یک شبهه ضد قرآنی و اسلامی را بدون دادن جواب و پاسخی کامل به آن مطرح کرده و در ذهن صدها هزار مخاطب این سوال را مطرح کرده است! آیا برای زیر سوال بردن تعالیم و دستورات اسلام دشمنان دین چنین موقعیت و موفقیتی بدست می آورند؟!
باید پرسید که آیا ارزش یک انسان چهل پنجاه میلیون تومان دیه است؟ آیا میشود فردی بر عزیزش قیمتی بگذارد؟ آیا همه چیز را با پول سنجید؟
پاسخ:
پاسخ این شبهه بسیار روشن و واضح است چون از جهت شرعی و قانونی تامین تمام مخارج خانواده و نفقه زن و فرزندان به عهده مرد است و مرد وظیفه دارد تمامی هزینه های زندگی زن و فرزندان و حتی والدینش (در صورت فقر والدین) را به اضافه مهریه پرداخت کند
بنابراین اگر مرد قاتلی که بسیار پست و هرزه و فلان فلان شده است خانمی را به قتل رساند آیا این جانی خانواده ای ندارد که باید مخارج آنان را در حال حضار یا در آینده تامین کند؟ این نیم دیه که باید توسط خانواده زن مقتول پرداخت شود به این خانواده داده میشود چون نان آور و تامین کننده هزینه های زندگی خود را به سبب اعدام از دست میدهند حتی اگر این قاتل بدترین فرد روی زمین هم باشد همسر و فرزندان و والدین او چه گناهی دارند؟ آیا آنها بعد از اعدام این فرد باید فقیر و ندار و در پی این مشکل به مفاسد مختلف دچار شوند؟
اسلام عزیز در عین حالی که اشدُ مجازات را برای جانی در نظر گرفته در عین حال خانواده قاتل جنایتکار که گناهی ندارند را نیز فراموش نکرده و آنان را به سبب گناه و جنایت سرپرستشان محکوم به نابودی و فقر و بدبختی نمیکند و جلوی مفاسد بعدی را نیز گرفته است
همچنین است دوبرابر بودن ارث مردان بر زنان
آیا جناب پور حسین مدیر محترم شبکه چهار برنامه ای در مورد مردانی که به سبب عدم توانایی پرداخت مهریه به زندان محکوم شده اند خواهد ساخت؟
این برنامه نمود عینی سخن حضرت امیر علیه السلام است که در نهج البلاغة حکمت 124 فرموده :
وَ قَالَ علیه السلام غَيْرَةُ الْمَرْأَةِ كُفْرٌ وَ غَيْرَةُ الرَّجُلِ إِيمَانٌ
غیرت زن کفر و غیرت مرد ایمان است.
2
نوشته شده در یکشنبه بیستم مرداد 1387ساعت 4:59 بعد از ظهر  توسط علیرضا کیش مهر
|
توصیه آقای بهجت در بخت گشایی
به نام خدای مهربان
سلام عزیزان، اعیاد ماه مبارک شعبان، ماه رسول خدا (ص) مبارک

از لطف همه دوستان که در این مدت طولانی مرا فراموش نکردند خیلی ممنونم

کتابی از پاسخهای نورانی و راهگشای حضرت آیت الله بهجت به سوالاتی که ممکنه برای خیلی ها پیش بیاد رو میخوندم، پاسخ بسیاری از سوالاتم رو پیدا کردم یک سوال جالب هم بود که برای بعض خواهران دم بخت انشاءالله مفید باشه

سوال: ازدواج دختری سر نمی گیرد و به اصطلاح بختش باز نمی شود و از شما راهنمایی میخواهد؟
پاسخ: نماز جعفر طیار (ع) بخواند و پس از آن دعایی که در زادالمعاد مجلسی آمده (این دعا از امام جعفر صادق (ع) توسط مفضل بن عمر روایت شده و در مفاتیح در ضمن نماز جعفر طیار ذکر شده است) خوانده شود، و بعد از آن به سجده رود و تلاش کند که حتما گریه کند گرچه به مقدار کم و همین که چشمش را اشک گرفت حاجتش را از خدا بخواهد. و این اعمال را تا زمانی که حاجتش روا شود انجام دهد، و اگر حاجتش روا نشد بداند که یا کم خوانده و یا با اعتقاد کامل نخوانده است.
نماز حضرت جعفر عليه السلام
كه اكسير اعظم و كبريت احمر است و به سندهاى بسيار معتبره با فضيلت بسيار كه عمده آمرزش گناهان عظيمه است وارد شده و افضل اوقات آن صدر نهار جمعه است و آن چهار ركعت است دو نماز دو رکعتی در ركعت اول بعد از سوره حمد إذا زلزلت مىخواند و در ركعت دوم سوره و العاديات و در ركعت سوم إذا جاء نصر الله و در ركعت چهارم قل هو الله أحد و در هر ركعت بعد از فراغ از قرائت پانزده مرتبه مىگويد سُبْحَانَ اللَّهِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ وَ اللَّهُ أَكْبَرُ و در ركوع همين تسبيحات را ده مرتبه مىگويد و چون سر از ركوع بر مىدارد ده مرتبه و در سجده اول ده مرتبه و بعد از سر برداشتن ده مرتبه و در سجده دوم ده مرتبه و بعد از سر برداشتن پيش از آنكه برخيزد ده مرتبه در هر چهار ركعت چنين مىكند كه مجموع سيصد مرتبه شود
شيخ و سيد از مفضل بن عمر روايت كردهاند كه: گفت ديدم روزى حضرت امام جعفر صادق عليه السلام را كه نماز جعفر بجا آوردند پس دستها را بلند كردند و اين دعا خواندند يَا رَبِّ يَا رَبِّ به قدرى كه يك نفس وفا كند يَا رَبَّاهْ يَا رَبَّاهْ به قدر يك نفس رَبِّ رَبِّ باز به قدر يك نفس يَا اللَّهُ يَا اللَّهُ باز به قدر يك نفس يَا حَيُّ يَا حَيُّ به قدر يك نفس يَا رَحِيمُ يَا رَحِيمُ باز به قدر يك نفس يَا رَحْمَانُ يَا رَحْمَانُ هفت مرتبه يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ هفت مرتبه پس خواندند اللَّهُمَّ إِنِّي أَفْتَتِحُ الْقَوْلَ بِحَمْدِكَ وَ أَنْطِقُ بِالثَّنَاءِ عَلَيْكَ وَ أُمَجِّدُكَ وَ لا غَايَةَ لِمَدْحِكَ وَ أُثْنِي عَلَيْكَ وَ مَنْ يَبْلُغُ غَايَةَ ثَنَائِكَ وَ أَمَدَ مَجْدِكَ وَ أَنَّى لِخَلِيقَتِكَ كُنْهُ مَعْرِفَةِ مَجْدِكَ وَ أَيَّ زَمَنٍ لَمْ تَكُنْ مَمْدُوحا بِفَضْلِكَ مَوْصُوفا بِمَجْدِكَ عَوَّادا عَلَى الْمُذْنِبِينَ بِحِلْمِكَ تَخَلَّفَ سُكَّانُ أَرْضِكَ عَنْ طَاعَتِكَ فَكُنْتَ عَلَيْهِمْ عَطُوفا بِجُودِكَ جَوَادا بِفَضْلِكَ عَوَّادا بِكَرَمِكَ يَا لا إِلَهَ إِلا أَنْتَ الْمَنَّانُ ذُو الْجَلالِ وَ الْإِكْرَامِ پس حضرت فرمود كه اى مفضل هر گاه تو را حاجت ضرورى بوده باشد نماز جعفر را بكن و اين دعا را بخوان و حوائج خود را از خدا طلب كن كه برآورده مىشود ان شاء الله تعالى
2
نوشته شده در سه شنبه پانزدهم مرداد 1387ساعت 6:51 بعد از ظهر  توسط علیرضا کیش مهر
|
جانم بگیر
به نام خداي مهربان
تا حالا فکر کردين براي چي بايد زندگي کرد؟ براي چي اومديم، از کجا اومديم و به کجا خواهيم رفت؟
شما چقدر دوست دارين در اين دنيا زندگي کنيد؟ در اين باره امام سجاد عليه السلام بهترين جواب رو فرمودن
بخشي از دعاي مکارم الاخلاق حضرت علي بن الحسين عليهما السلام
خدايا، تا زماني به من عمر ده که در راه اطاعت و بندگي تو هستم. پس اگر موقعى فرا رسد كه عمر و زندگيم چراگاه شيطان باشد، جانم را بگير و به حياتم پايان ده پيش از آنكه بغض تو متوجه من شود يا خشمت در بارهام استقرار يابد.
َ عَمِّرْنِي مَا كَانَ عُمُرِي بِذْلَةً فِي طَاعَتِكَ، فَإِذَا كَانَ عُمُرِي مَرْتَعاً لِلشَّيْطَانِ فَاقْبِضْنِي إِلَيْكَ قَبْلَ أَنْ يَسْبِقَ مَقْتُكَ إِلَيَّ، أَوْ يَسْتَحْكِمَ غَضَبُكَ عَلَيَّ.
الصحيفة السجادية 94 (و كان من دعائه عليه السلام في مكارم الأخلاق و مرضي الأفعال)
حال خود بس تباه ميبينم
نامهي دل سياه ميبينم
يوسف روح را ز شومي نفس
مانده در قعر چاه ميبينم
خط طومار عمر ميخوانم
همه واحسرتاه ميبينم
در دل بيقرار مينگرم
ناله و سوز و آه ميبينم
ره دراز است و دور من خود را
همه بيزاد راه ميبينم
پايمردي که دست او گيرد
محض لطف اله ميبينم
عذر خواه عبيد بيچاره
کرم پادشاه ميبينم
شاعر عبيد زاکاني
نظرات درپارسی بلاگ
2
نوشته شده در پنجشنبه دوم خرداد 1387ساعت 3:13 قبل از ظهر  توسط علیرضا کیش مهر
|
درد دل خويش با که گويم داد دل خويش از که جويم
به نام خدای مهربان
رَبَّنا أَفْرِغْ عَلَيْنا صَبْراً وَ ثَبِّتْ أَقْدامَنا (سوره بقرة آیه250)
گر غصه روزگار گویم بس قصه بی شمار گویم
یک عمر هزارسال باید تا من یکی از هزار گویم
چشمم به زبان حال گوید نی آن که به اختیار گویم
گاهی اوقات اتفاقات غیر منتظره و بدی در زندگی پیش میاد که آروز میکنیم همش یک خواب و کابوس باشه ولی اینطور نیست، دنیا محل آرامش نیست،
حضرت علی علیه السلام فرموده : "الدنيا دَارٌ بِالْبَلَاءِ مَحْفُوفَةٌ وَ بِالْغَدْرِ مَوْصُوفَةٌ لَا تَدُومُ أَحْوَالُهَا دنیا جایی است که با سختی ها پیچیده شده و به بی وفایی وصف شده و احوالش دوامی ندارد" (نهج البلاغه)
مشکلات و سختی ها امتحان ماست و جز با کمک خدا نمیتوان قبول و سربلند از این آزمون ها بیرون آمد بلا و غم غصه های دنیا هم دو دسته است
"مَنْ قَصَّرَ فِي الْعَمَلِ ابْتُلِيَ بِالْهَم. آن كس كه در عمل كوتاهى كند، دچار اندوه گردد"(نهج البلاغة ص: 91)
و یا
"سُئِلَ ص مَنْ أَشَدُّ النَّاسِ بَلَاءً فِي الدُّنْيَا فَقَالَ ص النَّبِيُّونَ ثُمَّ الْأَمَاثِلُ فَالْأَمَاثِلُ وَ يُبْتَلَى الْمُؤْمِنُ عَلَى قَدْرِ إِيمَانِهِ وَ حُسْنِ عَمَلِهِ فَمَنْ صَحَّ إِيمَانُهُ وَ حَسُنَ عَمَلُهُ اشْتَدَّ بَلَاؤُهُ وَ مَنْ سَخُفَ إِيمَانُهُ وَ ضَعُفَ عَمَلُهُ قَلَّ بَلَاؤُه از پيامبر صلى اللَّه عليه و آله پرسيدند: كدام مردم در دنيا، در معرض امتحان و گرفتارى سختتر قرار دارند؟ پيامبر در پاسخ فرمود: پيامبران؛ سپس كسانى كه به آنان نزديكتر و شبيهترند؛ مؤمن نيز به اندازه ايمان خويش و خوش كردارى خود بلا مىكشد؛ هر كه ايمانش درست و كردارش نيكو باشد، بلا و گرفتاريش سختتر است و هر كه ايمانش سست و كردارش ضعيف باشد بلا و امتحان الهى براى او اندك است."(تحف العقول ص39)
رَبَّنا لا تُؤاخِذْنا إِنْ نَسينا أَوْ أَخْطَأْنا
رَبَّنا وَ لا تَحْمِلْ عَلَيْنا إِصْراً كَما حَمَلْتَهُ عَلَى الَّذينَ مِنْ قَبْلِنا
رَبَّنا وَ لا تُحَمِّلْنا ما لا طاقَةَ لَنا بِهِ وَ اعْفُ عَنَّا وَ اغْفِرْ لَنا وَ ارْحَمْنا أَنْتَ مَوْلانا.
پروردگارا! اگر ما فراموش يا خطا كرديم، ما را مؤاخذه مكن!
پروردگارا! تكليف سنگينى بر ما قرار مده، آن چنان كه بر كسانى كه پيش از ما بودند، قرار دادى!
پروردگارا! آنچه طاقت تحمل آن را نداريم، بر ما مقرّر مدار! و آثار گناه را از ما بشوى! ما را ببخش و در رحمت خود قرار ده! تو مولا و سرپرست مايى،(سوره بقرة آیه286)
2
نوشته شده در جمعه بیستم اردیبهشت 1387ساعت 3:13 قبل از ظهر  توسط علیرضا کیش مهر
|
جوجه ي ما رو نديدين؟؟؟!!!
به نام خدای مهربان
سلام
قرار بود که در این پست در مورد راههای کنترل انحرافات جنسی بپردازم ولی دلم طاقت نیاورد که این پست رو ننویسم
چه بسیار کودکان گرسنه ای که شبها گرسنه میخوابند
چه بسیار کودکانی که طعم محبت رو نچشیده اند و
چه بسیار کودکانی که در فردا به سبب این همه محرومیتها به نگاهی به ظاهر محبت آمیز دین و دنیای خود رو از دست میدهند
و وای به حال همه ما که میتونم حتی به قدر بسیار کمی دل کودک معصومی رو شاد کنیم و نمی کنیم
و وای به حال آنانی که میتوانند و باید کاری کنند و نمیکنند و همیشه مدعی و طلبکار هستند و .....
این شعر هم خیلی تامل و تالم برانگیزه
يه نفر خوابش مياد و واسه خواب جا نداره
يه نفر يه لقمه نون براي فردا نداره
يه نفر مي شينه و اسکناساشو مي شمره
ميخواد امتحان کنه که داره يا نداره
يه نفر از بس بزرگه خونشون گم ميشه توش
اون يکي اتاقشون واسه همه جا نداره
بابا مي خواد واسه دخترش عروسک بخره
انتخابم مي کنه پولشو اما نداره
يکي دفترش پر از نقاشي و خط خطيه
اون يکي مداد براي آب بابا نداره
يکي ويلاي کنار درياشون قصره ولي
اون يکي حتي تو فکرش آب دريا نداره
يکي بعد مدرسه توپ چهل تيکه مي خواد
مامانش ميگه اينا گرونه اينجا نداره
يه نفر تولدش مهمونيه همه ميان
يکي تقويم واسه خط زدن رو روزا نداره
يکي هر هفته يه روز پزشکشون مياد خونش
يکي داره مي ميره خرج مداوا نداره
يکي انشاشو ميده توي خونه صحيح کنن
يکي از بر شده دردو ديگه انشا نداره
يکي مي ارزه هر امضاش به هزار تا عالمي
يکي بعد عمري رنج و زحمت امضا نداره
تو کلاس صحبت چيزي ميشه که همه دارن
يکي مي پرسه چرا مال ما نداره
يکي دوس داره که کارتون ببينه اما کجا
يکي اونقدر ديده که ميل تماشا نداره
يکي از واحداي بالاي برجشون ميگه
يکي اما خونشون اتاق بالا نداره
يکي جاي خاله بازي کلاس شنا ميره
يکي چيزي واسه نقاشي ابرا نداره
يکي پول نداره تا دو روز به شهرشون بره
يکي طاقت واسه صدور ويزا نداره
يکي فکر آخرش رژيماي غذائيه
يکي از بس که نخورده شب و روز نا نداره
يکي از بس که شومينه گرمه مي افته از نفس
يکي هم براي گرماي دستاش ها نداره
دخترک ميگه خدا چرا ما .... مادرش ميگه
عوضش دخترکم اون خونه ليلا نداره
يه نفر تمام روزاش پر رنج و سختيه
هيچ روزيش فرقي با روزاي مبادا نداره
يکي آزمايش نوشتن واسش اما نميره
ميگه نزديکياي ما آزمايشگا نداره
بچه اي که تو چراغ قرمزا مي فروشه گل
مگه درس و شور و شوق و رويا نداره
يه نفر تمام روزا و شباش طولانيه
پس ديگه نيازي به شباي يلدا نداره
ياد اون حقيقت کلاس اول افتادم
دارا خيلي چيزا داره ولي سارا نداره
راستي اسمو واسه لمس بهتر قصه مي گم
مليکا چه چيزايي داره که رعنا نداره
بعضي قلبا ولي دنيايي واسه خودش داره
يه چيزايي داره توش که توي دنيا نداره
هميشه تو دنيا کلي فرق بين آدما
اين يه قانون شده و ديروز و حالا نداره
خدا به هر کسي هر چي که دلش مي خواد بده
همه چي دست اونه ربطي به شعرا نداره
آدما از يه جا اومدن همه ميرن يه جا
اونجا فرقي ميون فقير و دارا نداره
کاش يه روزي بشه که ديگه نشه جمله اي ساخت
با نمي شه با نمي خوام با نشد با نداره
مريم حيدرزاده

چو بینی یتیمی سر افگنده پیش مده بوسه بر روی فرزند خویش
یتیم ار بگرید که نازش خرد؟ وگر خشم گیرد که بارش برد؟ الا تا نگرید که عرش عظیم بلرزد همی چون بگرید یتیم
به رحمت بکن آبش از دیده پاک به شفقت بیفشانش از چهره خاک اگر سایه خود برفت از سرش تو در سایه خویشتن پرورش
من آنگه سر تاجور داشتم که سر بر کنار پدر داشتم
اگر بر وجودم نشستی مگس پریشان شدی خاطر چند کس
کنون دشمنان گر برندم اسیر نباشد کس از دوستانم نصیر
سعدی
2
نوشته شده در یکشنبه پنجم اسفند 1386ساعت 1:51 قبل از ظهر  توسط علیرضا کیش مهر
|
نیاز جنسی و ......
به نام خدای مهربان
با سلام به همه دوستان عزیز
از نیازهای طبیعی و مهم انسان نیاز جنسی است
نیاز جنسی فقط نیاز ارضای غریزه نیست بلکه نیاز عاطفی و روحی هم می باشد
انسان نیاز دارد که یار و همدمی داشته باشد که برای او باشد و دوستش بدارد و قلبش برای او بتپد
تنها راهی که انسان از طریق آن همه ابعاد نیاز جنسی تامین می شود ازدواج است
متاسفانه در زمان حاضر رسوم غیر منطقی و سختگیریهای نابجا و مشکلات اقتصادی و کمبود اشتغال و مسکن، باعث شده به طور میانگین حداقل ۱۵ سال بین بلوغ جنسی و ازدواج فاصله بیفتد
و چه سخت است پاک بودن و پاک ماندن و صبر بر آتش شهوت و خواهش نفس
وَ لْيَسْتَعْفِفِ الَّذينَ لا يَجِدُونَ نِكاحاً حَتَّى يُغْنِيَهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ ٌ (33) سوره نور
و كسانى كه امكانى براى ازدواج نمىيابند، بايد پاكدامنى پيشه كنند تا خداوند از فضل خود آنان را بىنياز گرداند!
سختترین امتحان خدا و موثرترین سلاح شیطان آلودگی های جنسی است هستند کسانی که بخاطر خدا خواهش نفس اماره و وسوسه شیطان را اطاعت نکرده اند خدا هم در مقابل آنان را به بالاترین مقامات معنوی و دنیوی رسانده از حضرت یوسف گرفته تا
آقای رجبعلی خیاط (با خود گفتم: رجبعلی! خدا میتواند تو را خيلی امتحان كند، بيا يك بار تو خدا را امتحان كن! و از اين حرام آماده و لذت بخش به خاطر خدا صرف نظر كن. سپس به خداوند عرضه داشتم:« خدايا! من اين گناه را برای تو ترك میكنم، تو هم مرا برای خودت تربيت كن.») و.....
زلف كمند جانان كافتاده حلقه، حلقه
دامیست مرغ دل را، بنهاده حلقه، حلقه
این عصر، عهد دامست، كار بشر تمامست
در هر قدم دوصد دام، آماده حلقه، حلقه
بنده ای شرم و حیا را که خرید /
کوله اش را آویخت /
لب ایوان سبک سر بودن /
خنده ای زیر لب آورد به سهل /
هرزگی را پایید /
و تنش را به دلش عاشق کرد /
.
.
.
باقی در ادامه
ادامه مطلب
2
نوشته شده در شنبه چهارم اسفند 1386ساعت 7:41 بعد از ظهر  توسط علیرضا کیش مهر
|
چرا توسل(3)
به نام خداي مهربان
سلام دوستان عزيز انشاءالله عزاداري هاتون مقبول حق باشه
در ادامه چندا ارسال قبلي و گفتمان
کامنتی جناب مجذوب و شيطونک
در مورد توسل عده اي از دوستان گفتن که چون ما گنهکاريم بايد واسطه براي ارتباط با خدا داشته باشيم اين نظر عموميت نداره چون ممکنه افرادي باشند و گنه کار نباشند یعنی پس نياز به واسطه و توسل ندارن؟!
خدا برای ارتباط با بنده هاش 124000 پیامبر فرستاده آیا خدا نمیتوانست ارتباط مستقیم با بندگانش داشته باشه؟ چرا رسول و پیام بر برای ابلاغ دستوراتش فرستاده؟
از میان تمام 124000 پیام رسان خدا که بندگان محبوب خدا هستند تعدادی به سبب قبولی در امتحاناتی بسیار سخت به مقامی رسیدند که خدای بخشنده برای نشان داده علاقه اش به اینان همه مخلوقات را موظف کرده که از راه آنان با خدا ارتباط بر قرار کنند
حضرت ابراهیم که پدر چندین پیامبر است هنگامی که خدا دستور داد فرزندش را قربانی کند این فرمان برایش بسیار گران آمد تا سه بار... حضرت ابراهیم کجا و حضرت حسین کجا؟
حضرت حسین هر چه داشت بی چون و چرا و شک در راه خدا داد و خدا هم هر چه بخواهد بدهد از طریق حضرت حسین است
در قرآن خدا فرموده که پیامبر هر چه میگوید وحی از جانب خداست سوره نجم
مَا ضَلَّ صَاحِبُکُمْ وَمَا غَوَي ﴿ 2 ﴾ جزء 27
هرگز دوست شما[ محمّد«ص»] منحرف نشده و مقصد را گم نكرده است |
Your comrade erreth not, nor is deceived; |
نجم : وَمَا يَنطِقُ عَنِ الْهَوَي ﴿ 3 ﴾ جزء 27
و هرگز از روى هوس سخن نمى گوید. |
Nor doth he speak of (his own) desire. |
نجم : إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَي ﴿ 4 ﴾ جزء 27
آنچه مىگويد چيزى جز وحى كه بر او نازل شده نيست! |
It is naught save an inspiration that is inspired, |
بنابر این هر حدیث معتبری و صحیحی که از پیامبر به ما رسیده بنابر این آیات شریف وحی و دستور خداست
پیامبر صدها بار لزوم توسل و ولایت ائمه بعد از خودش را شرط قبولی اعمال فرموده
در قرآن آیه اکمال می فرماید الْيَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِينَکُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْکُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَکُمُ الْإِسْلاَمَ دِيناً که دین با ولایت کامل میشود (حتی در تفسیر قرآن وهابی ها هم به این نکته مهم اشاره شده است)
چرا؟ چون خدا چنین اراده فرموده و هر که بخواهد بنده خدا باشد راه همین است توسل و ولایت تنها راه رسیدن به خداست البته باید به این نکته مهم هم توجه داشت که ائمه علیهم السلام همه بندگان خدا هستند و هیچ استقلال و قدرتی بدون خدا ندارند و در این مهم نباید دچار افراط و زیاده روی شد کما اینکه بسیاری راه تفریط و کوتاهی را طی میکنند
ادامه مطلب
2
نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم دی 1386ساعت 2:7 قبل از ظهر  توسط علیرضا کیش مهر
|
چرا توسل؟ (2)
به نام خدای مهربان
توسل به معناي اين که يه نفر واسطهي ارتباط من و خدا بشه رو قبول ندارم
به نظر من درگاه خدا حتي براي بدترين و روسياه ترين بنده هاش بازه
و اونقدر مهربون و بخشندهس که بي واسطه هم به حرف هاي همه گوش ميکنه
و دعاهاشون رو اجابت ميکنه
زندگي ائمه و اين که چه مرارت و سختي هايي رو براي دين کشيدن
به نظر من کافيه که در مرکز توجه قرار بگيرن از نظر من الگو پذيري با توسل فرق ميکنه
بدون توسل هم ميشه الگو گرفت
ادامه مطلب
2
نوشته شده در دوشنبه دهم دی 1386ساعت 8:3 قبل از ظهر  توسط علیرضا کیش مهر
|
چرا توسل؟ چرا لقمه دور سر گردوندن؟
به نام خدای مهربان
با سلام به همه دوستان عزیز عید غدیر، روز اکمال دین بر همه مبارک
چند روز قبل مریم خانم
شیطونک شاکی در
کامنت پست قبلی سوالات و اشکالاتی رو مطرح کرده بودند به نظرم به درد باقی دوستان هم میخوره ابتدا قسمت اول از سوال و پاسخ رو ذکر میکنم بقیه هم در آینده نزدیک

انشاءلله
شیطونک شاکی:
اصولن چه لزومی داره که با خط فرعی با خدا ارتباط برقرار کرد ؟
واسطه واسه چی لازمه ؟
من ترجیح می دم به جای اینکه از امام و پیغمبر چیزی بخوام یه راست از خدا بخوام
چرا لقمه رو دور سرم بپیچونم ؟
پاسخ
ادامه مطلب
2
نوشته شده در یکشنبه نهم دی 1386ساعت 4:47 قبل از ظهر  توسط علیرضا کیش مهر
|
توبین منتظران هم عزیز من چه غریبی؟!
به نام خدای مهربان
مهدیا
کجاست منتظر تو؟؟؟ چه انتظار عجیبی!!!
توبین منتظران هم عزیز من چه غریبی؟!
عجیب تر آنکه چه آسان نبودنت شده عادت.....
چه کودکانه سپردیم دل به بازی قسمت..!!
چه بیخیال نشستیم؟؟
چه کوششی؟؟!!!
چه وفایی!!!!!!!!!!!
فقط نشسته و گفتیم:
خداکند که بیایی...
خداکند که بیایی
2
نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم آذر 1386ساعت 0:18 قبل از ظهر  توسط علیرضا کیش مهر
|
عزيزم چــقــدر دلم برات تنگ شده
به نام خدای مهربان
يَا دَاوُدُ أَبْلِغْ أَهْلَ أَرْضِي
اى داود به زمینیانم بگو که
أَنِّي حَبِيبُ مَنْ أَحَبَّنِي
من دوست کسی هستم که دوستم باشد
وَ جَلِيسُ مَنْ جَالَسَنِي
و هم نشین کسی هستم که هم نشینم باشد
وَ مُونِسٌ لِمَنْ أَنِسَ بِذِكْرِي
و همدم مونس کسی هستم که به یادم انس گرفته
وَ صَاحِبٌ لِمَنْ صَاحَبَنِي
و هم صحبت کسی هستم که هم صحبتم باشد
وَ مُخْتَارٌ لِمَنِ اخْتَارَنِي
و انتخاب میکنم کسی را که انتخابم کند
وَ مُطِيعٌ لِمَنْ أَطَاعَنِي
و مطیع کسی هستم که اطاعتم کند
مَا أَحَبَّنِي أَحَدٌ أَعْلَمُ ذَلِكَ يَقِيناً مِنْ قَلْبِهِ إِلَّا قَبِلْتُهُ لِنَفْسِي وَ أَحْبَبْتُهُ حُبّاً لَا يَتَقَدَّمُهُ أَحَدٌ مِنْ خَلْقِي
هر که مرا از صمیم قلبش دوست بدارد او را برای خودم قبولش میکنم و دوستش خواهم داشت بالاتر از همه خلایقم
مَنْ طَلَبَنِي بِالْحَقِّ وَجَدَنِي وَ مَنْ طَلَبَ غَيْرِي لَمْ يَجِدْنِي
هر که حقیقتا طالبم باشد مرا خواهد یافت و هر که طالب غیر من باشد مرا نخواهد یافت!
فَارْفُضُوا يَا أَهْلَ الْأَرْضِ مَا أَنْتُمْ عَلَيْهِ مِنْ غُرُورِهَا
ای اهل زمین غرور را از خود دور کنید
وَ هَلُمُّوا إِلَى كَرَامَتِي وَ مُصَاحَبَتِي وَ مُجَالَسَتِي وَ مُؤَانَسَتِي
و شتابان بسوی بخششم و هم صحبتیم و هم نشینیم و انس گرفتنم بیائید!
وَ آنِسُونِي أُؤَانِسْكُمْ وَ أُسَارِعْ إِلَى مَحَبَّتِكُم
با من انس بگیرید تا با شما انس بگیرم و به محبت و عشق به شما شتاب کنم
بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج67، ص: 26
خــــــــداي عزيزم چــقــدر دلم برات تنگ شده
2
نوشته شده در شنبه هفدهم آذر 1386ساعت 1:33 قبل از ظهر  توسط علیرضا کیش مهر
|
امتحان
به نام خداي مهربان
سلام به همه دوستان عزیز
"أَ حَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا يُفْتَنُونَ" آیه2 سوره العنكبوت
آيا مردم گمان ميکنند اگر بگويند ايمان آورده ايم رها ميشوند و امتحان نميشوند؟
همه امتحان ميشويم
يکي به داشتن يکي به نداشتن
يکي به خوشي يکي به ناخوشي
يکي به خوشگلي يکي به بد گلي
يکي به همسر يکي به بي همسري
يکي به فرزند يکي به بي فرزندي
يکي به سيري يکي به گرسنگي
"قال النبى (ص): غضوا أبصاركم ترون العجائب". پيامبر ميفرمايد چشمانتان را ببنديد(در نگاه حرام ) تا عجايب ببينيد
اگر در امتحانات زندگي رضاي خدا را انتخاب کنیم به غير از ثواب اخروي در همين دنيا هم خدا جزايش را خواهد داد چه بسيار بوده اند و هستند مانند آقاي رجبعلي خياط و آقاي جعفر مجتهدي و آقاي الطافي و ....
خرم آن روز کز اين منزل ويران بروم * راحت جان طلبم و از پي جانان بروم
گر چه دانم که به جايي نبرد راه غريب * من به بوي سر آن زلف پريشان بروم
تا وقتی که زنده هستیم فرصت داریم اگر همت ما و توفیقش همراه شوند
2
نوشته شده در شنبه هفدهم آذر 1386ساعت 0:26 قبل از ظهر  توسط علیرضا کیش مهر
|
کاروان رفت...
به نام خدای مهربان
کاروان رفت و ، تو در خواب و ، بیابان در پیش
کِی روی؟ ره ز که پرسی؟ چه کنی؟ چون باشی؟
2
نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386ساعت 11:15 بعد از ظهر  توسط علیرضا کیش مهر
|
حفظ حجاب، اشتیاق و التهاب افزاست
به نام خداي مهربان
يك ايراد كه بر حجاب گرفتهاند اينست كه ايجاد حريم ميان زن و مرد بر اشتياقها و التهابها ميافزايد و طبق این اصل که "انسان بر هر چه منع شود مشتاق تر ميشود"، حرص و ولع نسبت به اعمال جنسي را در زن و مرد بيشتر ميكند . به علاوه ، سركوب كردن غرائز موجب انواع اختلالهاي رواني و بيماريهاي روحي ميگردد .
پاسخ اين ايراد اينست كه درست است كه ناكامي ، بالخصوص ناكامي جنسي، عوارض وخيم و ناگواري دارد و مبارزه با اقتضاء غرائز در حدودي كه مورد نياز طبيعت است غلط است ، ولي برداشتن قيود اجتماعي مشكل را حل نميكند بلكه بر آن ميافزايد .
در مورد غريزه جنسي و برخي غرائز ديگر ، برداشتن قيود ، عشق به مفهوم واقعي را ميميراند ولي طبيعت را هرزه و بيبند و بار ميكند . در اين مورد هر چه عرضه بيشتر گردد هوس و ميل به تنوع افزايش مييابد .
اينكه راسل ميگويد : " اگر پخش عكسهاي منافي عفت مجاز بشود پس از مدتي مردم خسته خواهند شد و نگاه نخواهند كرد " ، درباره يك عكس بالخصوص و يك نوع بي عفتي بالخصوص صادق است ، ولي در مورد مطلق بي عفتيها صادق نيست يعني از يك نوع خاص بي عفتي خستگي پيدا ميشود ولي نه بدين معني كه تمايل به عفاف جانشين آن شود بلكه بدين معني كه آتش و عطش روحي زبانه ميكشد و نوعي ديگر را تقاضا ميكند . و اين تقاضاها هرگز تمام شدني نيست .
بدين نكته بايد توجه كرد كه آزادي در مسائل جنسي سبب شعلهور شدن شهوات به صورت حرص و آز ميگردد ، از نوع حرص و آزهائي كه در صاحبان حرمسراهاي رومي و ايراني و عرب سراغ داريم . ولي ممنوعيت و حريم ، نيروي عشق و تغزل و تخيل را به صورت يك احساس عالي و رقيق و لطيف و
انساني تحريك ميكند و رشد ميدهد و تنها در اين هنگام است كه مبدأ و منشأ خلق هنرها و ابداعها و فلسفهها ميگردد .
ميان آنچه عشق ناميده ميشود و به قول ابن سينا " عشق عفيف " ، و آنچه به صورت هوس و حرص و آز و حس تملك در ميآيد - با اينكه هر دو روحي و پايان ناپذير است - تفاوت بسيار است . عشق ، عميق و متمركز كننده نيروها و يگانه پرست است و اما هوس ، سطحي و پخش كننده نيرو و متمايل به تنوع و هرزه صفت است .
غريزه جنسي دو جنبه دارد : جنبه جسماني و جنبه روحي . از جنبه جسمي محدود است . از اين نظر يك زن يا دو زن براي اشباع مرد كافي است ، ولي از نظر تنوع طلبي و عطش روحياي كه در اين ناحيه ممكن است به وجود آيد شكل ديگري دارد .
این جملات گهر بار از کتاب مسئله حجاب استاد فرهیخته شهید مطهری است
متن کل کتاب را از اینجا با کلیک بر روی + دانلود کنید و بخوانید.
2
نوشته شده در جمعه هجدهم آبان 1386ساعت 8:18 بعد از ظهر  توسط علیرضا کیش مهر
|
این هم بازی ما و در آخر فریاد
به نام خداي مهربان
سلام به همه دوستان عزيز
چند وقتيست دستم به نوشتن نميرود،
خواهر آسماني 
دعوت به نوشتن و ادامه بازي

فرمودن و فرمايش ايشون لازم الاجرا است خيلي سر در نياوردم

که چه بايد بنوسيم

، وبلاگ چندتا از دوستان رو که وارد بازي شده بودند رو

خوندم فکر کنم بايد در مورد نحوه آشنايي با اينترنت بنويسم اگر چه کلا علاقه اي

به دادن آمار ندارم! حالا خلاصه و تلگرافي:

در سال 81 يکي از فاميل يک کارت اينترنت دوساعته هديه داد و همين باعث شد که يک مودم براي کامي بخرم (حکايت همون که برای دگمه اش به خیاط گفت کت بدوزه

) و بعدش هم تبيان و دو ساعت اينترنت رايگان روزانه

و ...... بعدش هم در انجمنهاي

تخصصي! تبيان و.... وبلاگنويسي

و ..... سلامتي
دنياي نت باعث آشنايي با دوستان بسيار عزيزي

شده که خدا را به سبب اين نعمت شاکرم اسمي از کسي نميبرم شايد عزيزي را ذکر نکنم فقط آخرين افرادي که به سبب لطف خدا آشنا شدم
خادم سقاخونه آقا سيد مهدي و
خواهر شيعه شده بزرگواري که در آنسوي عالم خاکي تشريف دارند و..... و
سارا خانم آمريکايي که در عراق به گفته خودشون:
I didnt choose Islam it choose me (اين خواهر مسلمان شده در صفحه خود عکس بن لادن را قرار داده و گمان ميکند که بن لادنِ نوکر اسرائيل و متحدِ بوش مردي خداييست) انشالله خداي مهربان ايشون و من و همه انسانها را به اسلام حقيقي هدايت کند و............

امروز بعد از سالها براي چندمين بار کتاب با ارزش "
زنده باد کميل" رو خوندم

در کتاب سخن از زندگي و منش مرداني بسيار بزرگ است در آخر کتاب عکسهاي يادگاري رو مي بينم با تعجب و حسرت ميابم آن پهلوانان، نوجواناني کم سن و سال و پاکند که بيشترشان هنوز مويي بر صورتشان نروئيده و عوض حضور در کلاسهاي درس و مدرسه چنين مردانه مافوق رستم ها و پهلوانانها از ايران و اسلام دفاع کردند و جان با ارزش و بدن پاکشان را در مقابل گلوله هاي تمامي دنيا قرار دادند و خوش به سعادتشان و گواراي وجودشان همراهي با سالار شهيدان و........ چگونه
اينان صاحب ايران شده اند!

2
نوشته شده در پنجشنبه هفدهم آبان 1386ساعت 10:50 قبل از ظهر  توسط علیرضا کیش مهر
|
بغض گلویم را فشرد
به نام خدای مهربان
سلام
این حدیث شریف را در کتاب المراجعات که چنین روایاتی بسیار دارد دیدم
و بغض گلویم را فشرد
" سَمِعْتُ النَّبِيَّ ص يَقُولُ: مَنْ أَحَبَّ أَنْ يَحْيَا حَيَاتِي وَ يَمُوتَ مِيتَتِي وَ يَدْخُلَ الْجَنَّةَ الَّتِي وَعَدَنِي رَبِّي بِهَا وَ هِيَ جَنَّةُ الْخُلْدِ فَلْيَتَوَالَ عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ وَ ذُرِّيَّتَهُ مِنْ بَعْدِهِ فَإِنَّهُمْ لَنْ يُخْرِجُوهُمْ مِنْ بَابِ هُدًى وَ لَنْ يُدْخِلُوهُمْ فِي بَابِ ضَلَالَةٍ "
شنیدم از رسول خدا صلّ الله علیه و آله و سلّم که می فرمود:
هر که دوست دارد زندگیش زندگی من و مرگش همانند مرگ من باشد و داخل بهشتی که وعده داده ام همان بهشت جاویدان شود پس باید! دوست بدارد علی بن ابی طالب و فرزندانش را براستی که علی و فرزندانش شما را از راه هدایت خارج نمیکنند و هیچگاه شما را وارد گمراهی نخواهند کرد.
این حدیث شریف در معتبر ترین کتب اهل سنت موجود است!!
- فی صحیح بخاری مجلد 5 ص 65 طبعه دارلفکر و مجلد 5 صفحة159 طبعه مطابع الشعب
- و فی صحیح مسلم مجلد 2 صفحة51 طبعه الحلبی و مجلد 5 صفحة 119 طبعه شرکة الاعلانات
- و فی المیزان الذهبی مجلد 4 صفحة 415 طبعه دار احیاء الکتب العربیة
- و فی المناقب الخوارزمی صفحة 34 طبعه الحیدریة
- و فی ینابیع المودة للقندوزی الحنفی صفحة 149 و 150 طبعه الحیدریة و فی صفحة 126 و 127 طبع فی اسلامبول
- و فی الاصابة لابن حجر العسقلانی الشافعی مجلد 1 صفحة 541 طبعه مصطفی محمد و فی مجلد 1 صفحة 559 طبعه السعادة
- و فی کنزالعمال الحدیث 2578 فی صفحة 155
- و......!
زمین نباشد زمان نباشد تمام هفت آسمان نباشد
بگو که اصلآ جهان نباشد اگر علی ساروان نباشد
در و دکانی گشوده ام از خدا تراشی و خود فروشی
قلندر خیبری کجایی که این در و این دکان نباشد
دلست و شیرین دلست و لیلا دلست و مریم دلست و حوا
تو داستانی سراغ داری که پای دل در میان نباشد؟
نه داستان ها نه کاروان ها نه پهلوان ها نه قهرمان ها
هنوز در هیچ یک از آنها نشان از آن بی نشان نباشد
کسی می آید بهارش از او کسی که دار و ندارش از او
مهدی جهاندار
2
نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386ساعت 12:17 بعد از ظهر  توسط علیرضا کیش مهر
|
عـلــــــــــــی
به نام خداي مهربان
هنوز رکن مستجار که به سبب قدوم مادر حضرت شکاف برداشته را نتوانسته اند بپوشانند مگر در قرآن نيست که وقتي مريم قديسه خواست عيساي روح الله را بدنيا بياورد خدا امر کرد از معبد خارج شود و گفت اينجا محل اين کارها نيست
پس چگونه است که کعبه اي که از زمان ابراهيم مقدس بود و به طوافش مي آمدند در که نه ديوارش را بگشايد تا بگويد علي بگويد علي
کدام عالم سني است که بتواند منکر اين حادثه عظيم شود؟
متن کامل را در ادامه مطلب بخوانید
ادامه مطلب
2
نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم مهر 1386ساعت 2:9 قبل از ظهر  توسط علیرضا کیش مهر
|
به کجا برم شکايت به که گويم اين حکايت
به نام خداي مهربان
با سلام به همه دوستان عزيز
تقريبا نيمي از ماه رحمت خدا گذشت و چه زود گذشت و من همان بدی که بودم هستم
-
چند وقته با دوستان در نت دنبال کتابهاي معتبر اسلامي به زبان انگليسي ميگرديم که بذاريم
اینجا ولي هر چه ميگردم کمتر پيدا ميکنم
کتابها و سايتهاي اسلامي هم که هست اکثرا براي اهل سنت و وهابي هاي منحرفه

و سايتهاي شيعه که منابع داشته باشند تعدادشون به تعداد انگشتان دست


هم نميرسه و با طراحي و سيستم ضعيف که اکثرا هم براي شيعيان خارج از ايران است
وزارت ارشاد اسلامي
سازمان تبليغات اسلامي
مجمع جهاني اهل بيت

دفتر تبليغات اسلامي

و صدها موسسه اسلامي ديگر

با دریافت بودجه های میلیاردی تا حالا چه کرده اند؟

چرا نبايد

در اينترنت کتب معارف اسلامي براي مطالعه و آشنايي جهانيان با اسلام وجود داشته باشه
- اگر جديدا برنامه هاي اسلامي
موسسه نورسافت رو گرفته باشيد داراي قفل
و سيستم فعال سازي جديديه که شايد در دنياي ساخت سي دي غير قابل رقابت باشه و اون اينه که شما با خريد حدود بيست سي هزار تومني اين برنامه ها فقط سه بار مجاز به نصبش هستين
يک برنامه مفيد و بسيار خوب هم که ساخته ميشه بايد اين همه محدوديت داشته باشه چرا نبايد
هزينه بشه سوبسيد داده بشه تا به قيمت ارزان و بدون محدوديت اين برنامه کتابهاي احاديث اهل بيت منتشر بشه
واقعا خيلي جاي تاسف و تاثر داره چرا براي نشر معارف اسلام حقيقي کاري نميشه ای خدا پس اين همه موسسه و سازمان چکار ميکنند
- يکي از دوستان خوزستانی ميگفت که هر شيعه اگر وهابي بشه ماهي سيصد هزار تومان
سهميه داره و با فقر شديدي که در خوزستان وجود داره مشخصه که عده اي براي پر کردن شکم خود و خانوادشون دست از ديني که چندان هم نميشناسنش بکشند "کاد الفقر ان يکون کفرا"
- چرا کسب قدرت
و مناصب دنيايي براي بعضي از روحانيون که بايد مبلغ اسلام و معارف اسلامي باشند بسيار مهمتر از اسلامه
يکي براي کسب قدرت و حکومت که به قول حضرت امير عليه السلام از آب بيني بز پست تره شعار ماهي 50 هزار تومن و اون يکي براي اينکه کم نياره ميگه ماهي 150 اون يکي شعار ........
خدایا
به داد اسلام برس از دست ما مسلمونها
2
نوشته شده در یکشنبه یکم مهر 1386ساعت 6:32 بعد از ظهر  توسط علیرضا کیش مهر
|
يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا آمِنُوا بِاللَّهِ
به نام خداي مهربان
خيلي ها

هستند که احکام الهي رو با عقل خودشون ميسنجند

اگر به نظرشون درست اومد انجام ميدن و اگر درست نبود قبول نميکنند مثل روزه گرفتن در هواي بسيار گرم

که تحملش بسيار سخته (مخصوصا دو سه سال ديگه که ماه رمضان وسط تابستونه) ميگن چرا

اين همه سختي رو تحمل کنم عقلم ميگه تحمل نکن
در حاليکه از اعتقادات ماست که دين اسلام و مذهب تشيع

تمامي دستوراتش بر پايه عقل است و يکي از نعمتهاي بسيار مهمي که خدا به انسان داده عقله و خدا در قرآن بسيار مردم را به تفکر و تعقل دعوت کرده (افلا يتفکرون، افلا يعقلون و...)
و حتي يکي از منابع مهم بدست آوردن احکام عقل است و آنقدر معتبر است که بعد از قرآن و سنت قرار گرفته کل ما حکم به شرع حکم به العقل
حالا اگر عقل اينقدر معتبر و مهمه چرا به ظاهر بعضي از احکام و دستورات دين با عقل بعضي جور در نمياد؟
جواب
منظور از عقل عقلي است که منفعت طلب نباشد و احکام و دستورات را با منافع شخصي نسنجد بلکه معيار حُسن و قُبح آن عمل نزد همه باشد مثلا حکم قصاص

که وقتي بخواهد اجرا شود براي خانواده قاتل و افرادي که از ماجرا خبر ندارند تحملش بسيار سخته و به ظاهر غير انساني

ولي وقتي اين افراد خود را بجاي خانواده مقتول بگذارند و مصلحت کلي جامعه را در نظر بگيرند که با اين قصاص از بسياري از جنايتهاي بعدي جلوگيري خواهد شد به عقلاني بودن قصاص پي خواهند برد
عقل منفعت طلبِ فردي گرفتن ربا در قرض را جائز ميدونه و ميگه چرا بايد پولم رو که با زحمت بدست آوردم بدون هيچ نفعي

در اختيار ديگري قرار بدم؟ عقل منفعت طلبِ محدود، تحمل گرسنگي و تشنگي در هواي گرم را غير معقول ميدونه
ولي عقل بدون در نظر گرفتن منافع فردي، گرفتن ربا را اصلا قبول نميکند چون جامعه رو به ويراني

ميکشه و همچنين تحمل سختي هاي روزه داري را چون امر و فرمان خالق است واجب ميدونه
اگر وجود خالق را با عقل و استدلالهاي عقلي قبول کرده باشیم و با عقل به معجزه بودن قرآن و عصمت پيامبر و ائمه پي برده باشیم ديگر در اوامر خدا چون و چرا نخواهیم کرد
اگر نزد يک پزشک متخصص رفتيم و او گفت فلان غذا و يا ميوه را نخوريم، چرا، چون و چرا نميکنيم؟

چرا نميگيم آقا ما قبول نداريم؟چرا نميگيم آقا عقل ما ميگه هر چي دوست داري بخور؟ چرا نميگيم به نظر من؟! چرا؟؟؟؟
چون به تخصص و وجود مصلحتي در اين دستور آگاهيم اگر چه ممکنه که اون پزشک در تشخيصش اشتباه کرده باشه
و حال چگونه است

که دستورات خدا تا اين حد هم مورد قبول ما نيست!؟

مشکل اينجاست که مسلماني و تسليم بودن خيلي از ما بر پايه عقل نيست و دين تا جايي که منافعمان را تامين کند مورد قبولمان است
امام حسين عليه السلام در اين مورد ميفرمايد :
فَقَالَ النَّاسُ عَبِيدُ الدُّنْيَا وَ الدِّينُ لَعِقٌ عَلَى أَلْسِنَتِهِمْ يَحُوطُونَهُ مَا دَرَّتْ مَعَايِشُهُمْ فَإِذَا مُحِّصُوا بِالْبَلَاءِ قَلَّ الدَّيَّانُونَ.
بحارالأنوار ج:44 ص:382 باب 37
مردمان بنده گان دنيايند و دين بازيچه اي بر سر زبانشان است دين را تا وقتي قبول دارند که منافعشان را تامين کند و هنگامي که با بلا امتحان شوند دينداران بسيار کم هستند
يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا آمِنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ الْكِتابِ الَّذي نَزَّلَ عَلى رَسُولِهِ وَ الْكِتابِ الَّذي أَنْزَلَ مِنْ قَبْلُ وَ مَنْ يَكْفُرْ بِاللَّهِ وَ مَلائِكَتِهِ وَ كُتُبِهِ وَ رُسُلِهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلالاً بَعيداً (136)نساء
2
نوشته شده در سه شنبه بیستم شهریور 1386ساعت 6:34 قبل از ظهر  توسط علیرضا کیش مهر
|
ای کاش
به نام خدای مهربان
سلام به همه دوستان عزیز
چه زیبا فرمود
اي كاش اين نفس سركش، آرام شود
و اي كاش كه ما از خواب برخيزيم و در اول منزل كه يقظه است وارد شويم،
و اي كاش كه او - جل وعلا- با عنايات خفيه خود از ما دستگيري فرمايد و به خود و جمال جميلش رهنمود فرمايد؛
و اي كاش كه اين اسب سركش چموش نفس، آرام شود و از كرسي انكار فرود آيد؛
و اي كاش اين محموله سنگين را زمين مي گذاشتيم و سبك بارتر روبه سوي او مي كرديم؛
و اي كاش كه چون پروانه در شمع جمال او مي سوختيم و دم در نمي آورديم؛
و اي كاش كه يك گام به قدم فطرت بر مي داشتيم و اين قدر پاي به فرق فطرت نمي گذاشتيم
و اي كاش هاي بسيار ديگر كه من در پيري و در آستان مرگ از آنها ياد مي كنم و دسترسي به جايي ندارم.
صحيفه امام،ج16 ص 220
2
نوشته شده در دوشنبه دوازدهم شهریور 1386ساعت 10:10 بعد از ظهر  توسط علیرضا کیش مهر
|
راه حلی برای بخت گشایی!
به نام خداي مهربان
سلام بر همه دوستان عزيز
دوستان بسياري لطف کردن و در اين وبلاگ و در
اون یکی و در مسنجر

نظر دادن از همشون ممنونم
يکي از انتقادها

اين بود که از بسياري جهات درست نيست که دختر خانمی به آقايي پيشنهاد ازدواج بدهد
حالا اگر يک دختري در دانشگاه

يا محل کار يا حتي محل زندگي از پسري خوشش آمد و اون رو فرد مناسبي براي همسري ديد بايد چکار کنه؟ بايد بشينه

تـــــــــا اون آقا بياد خواستگاريش و يا کلي نذر و دعا

کنه که يک معجزه اي چيزي بشه تا اون آقا بياد خواستگاريش؟ يا با ترفندهاي نادرست (مثل

و

) توجه اون پسر رو جلب کنه که شايد همين باعث کم شدن ارزشش پيش اون پسر بشه
شايد اون آقا اصلا توي اين باغها

نباشه شايد اون پيش خودش فکر کنه که جواب خواستگاريش از اين دختر منفيه

و به خواستگاريش نره اصلا
اين دختر چکار بايد بکنه؟
يکي از بهترين راهها که اساتيد و مشاوران تجويز کردن اينه که دخترخانم به يک فرد بزرگتر

مورد اعتماد که ظرفيت و فهم اين رو داشته باشه که يک وقت آبروي دختر نره مراجعه کنه تا او واسطه ازدواج بشه و طوري اين درخواست رو بيان کنه که اگر اين دو با هم ازدواج کردن سرکوفتي

بر سر دختر نباشه و اگر هم جواب منفي بود باز براي دختر بد نشه
- حالا يک سوال کلي تر
اگر دختري قصد ازدواج

داشته باشه و خواستگارهايي که داره

اون شرايط مطلوبش رو ندارن چکار بايد بکنه؟
با يکي از خواستگارها ازداوج کنه و زندگي خودش

و اون پسر بيچاره رو سياه کنه

و يا اينکه در منزل پدر بمونه و نيش و کنايه

غريبه و آشنا رو تحمل کنه
يک راه حل خوب و مفيد و موثر

اينه که اين دختر شرايط همسري که مورد پسندشه

و روحيات و اخلاقياتي که داره رو به يک فرد مورد اطمينان و وثوق

بدهد و هميچنين پسري که قصد ازدواج دارد و نميتواند با يکبار خواستگاري شرايط و روحيات دختر رو بشناسد

شرايط خود و فرد مورد نظر رو به اين فرد مورد اطمينان بدهد تا آن امين مشاور يک دختر مناسب بهش معرفي کنه تا طبق روال سنتي

و خواستگاري با هم آشنا بشن و ازدواج کنند
نظر شما چیه؟
2
نوشته شده در پنجشنبه یکم شهریور 1386ساعت 3:12 قبل از ظهر  توسط علیرضا کیش مهر
|
ازدواج به چه قیمتی؟
به نام خدای مهربان
با سلام به همه دوستان عزیز
یکی از سنتهای نادرست که ربطی هم به دین نداره اینه که آقایون فقط میتوانند به خواستگاری
برن و اگر خانواده دختر و یا خود دختر
تقاضای ازدواج بدهند کار نادرستی انجام دادن و ...
دختری
که تحصیلاتش تموم شده باشه و شغل مناسبی هم نداشته باشه باید در منزل پدر بماند
تا یکی از فامیل یا همسایه و آشناها به خواستگاری بیاد یا فردی رو معرفی کنند و دختر باید از بین تعداد محدودی
یکی را انتخاب کنه و ممکنه خواستگاری را به امید اینکه فرد بهتری
در آینده به خواستگاری بیاد رد کنه و آن فرد بهتر هرگز نیاید! و او منتظر بمونه
بعضی از دختر خانمها وقتی می بینند

که خواستگار مطلوب ندارند برای جلب توجه و اینکه شاید دل یکی رو بربایند با آرایش

و پوشیدن لباسهای ناجور که شاید قصد فسادی هم نداشته باشند وارد خیابون و سطح اجتماع میشن
بی خبر از اینکه این نوع پوشش و آرایش مورد پسند مردان و پسران هوسران است
و چنین افرادی جذب میشوند که هدفشان هرچه باشد
بعید است ازدواج باشد و اگر بخواهند ازدواج هم بکنند در خیابان بدنبال همسر نمیگردند
اين دختران به سبب ارتکاب گناه و اشاعه ي فحشا
روز به روز از خدا دور تر مي شوند و انجام گناههای دیگر برایشان راحت تر خواهد شد و براحتی توسط مردان و پسران هوسران اغفال میشوند و چه بسا با وعده ازدواج و سخنان عاشقانه مورد تعرض قرار بگیرند!
درصد بسیار کمی اگر با این روش ازدواج کنند چون این انتخاب بر مبنای شهوت و خودنمایی و چشم چرانی

بوده این زوج همیشه به هم شک و سوء ظن دارند

که مرد دوباره چشمش

زن و دختر زیباتری را نگیرد و یا خانم از مرد دیگری دلربایی نکند
چنین زندگی هایی که مبنای شیطانی بنا شده است چه زود ویران خواهد شد
آیا اینطور ازدواج کردن که چه بسا آغار عذاب و سختیهای بی شمار باشد ارزش این رو داره که دین و خدا رو بفروشیم؟!
نظر شما چیه؟
2
نوشته شده در سه شنبه سی ام مرداد 1386ساعت 3:0 قبل از ظهر  توسط علیرضا کیش مهر
|
و هميشه چقدر زود، دير ميشود
بنام خداي مهربان
سلام به همه دوستان عزيز

از قديمها وقتي ميرفتم زيارت امام رضا بنابر توصيه مادر موقع برگشت خداحافظي نميکردم تا دوباره براي زيارت برگردم
ولي
اينبار که رفتم زيارت دعاي وداع

رو خوندم چون ديگه معلوم نبود و نيست که کي توفيق باشه تا برگردم
در اين مدت که گذشت مرگ کساني رو ديدم از فاميل و آشنا و همسايه که رفتنشون اصلا باور کردني نبود

از خودکشي

يک فاميل هجده ساله تا تصادف همسايه و...
شايد فردا در حال عبور از عرض خياباني مثل آقاي همسايه در جا تموم کنم و برم به همين سادگي
خداييش من که اين چند روز رو مهمونم
مي ارزه خودم رو بفروشم؟
رضاي خدا رو بفروشم؟
آخرش چي بدست ميارم؟ يک خونه بزرگتر؟ يک ماشين با کلاس؟ غذاهاي خوشمزه و.....؟
آخرش چي ؟

باز هم بايد برم امّا با چه رويي و چه توشه اي...؟
در هر طرف که ز خيل حوادث کمينگهيست * زان رو عنان گسسته دواند سوار عمر
و هميشه چقدر زود، دير ميشود
2
نوشته شده در پنجشنبه هجدهم مرداد 1386ساعت 4:17 قبل از ظهر  توسط علیرضا کیش مهر
|
تو را دارم تو را دارم رضا جان
بنام خداي مهربان
سلام به همه دوستان عزيز 
خدا در قرآن فرموده ائمه واسطه و وسيله رسيدن به خدا هستند (وابتغوا اليه الوسيله)
خداي مهربان لطف فرمود و توفيق زيارت مشهد الرضا را نصيبِ من رو سياه کرد و همراه بچه های هيأت اينترنتي محبان رضا(ع) رسانیک به مشهد مشرف شدم خدا رو شکر اينترنت باعث آشنايي با دوستان عزيزي از قبل تا به حال شده این هم عکسهای اردو
اگر قابل باشم و دعام دعا باشه در کاغذی نام و آیدی اکثر دوستان رو نوشتم و روبروی ضریح نام بردم و دعا کردم
نباشد با کسي کارم رضا جان
تو را دارم تو را دارم رضا جان
در کنار ضريح مطهر حضرت يادم افتاد که مادرم ميگفت مرا حضرت رضا (ع) به او داده و نامم رو براي همين علي رضا گذاشته با اينکه قرار بوده اسمم شهرام باشه، من رو سياه کجا و اين همه لطف و عنايت حضرت
در کنار ضريح باز هم يادم افتاد وقتي خدا ريحانه خانم دختر عزيزم رو به ما داد و چند روزي بيشتر نداشت وقتي خواب بود شيري که خورده بود رو بالا آورد و به علت بي تجربگي ما تمام استفراغش به ريه هاش برگشت اول دست و پا زد و قرمز شد و در آخر صورتش سياه شد و دهانش کف کرد و مثل چوب خشک و خفه شد شوکه شده بودم و باورم نميشد به همين سادگي و سرعت همه چيز تموم شده باشه مادر ريحانه هم با گريه خدا و امام رضا رو صدا ميکرد و من هم از خدا و اهل بيت ميخواستم که کاري بکنند در آخرين لحظه وقتي که اميدمون از همه جا به غير از خدا و ائمه مخصوصا امام رضا (ع) قطع شده بود ...... ريحانه عزيزم دوباره زنده شد و به دنيا برگشت
چشم بر دست شما داريم ما
هر چه فرمائي رضا داريم داريم ما
به حضرت گفتم که آقاجون، خدا به سبب شما وجود ما رو حفظ کرده اگر بنده خوبي نيستیم شما که ارباب خوبي هستين خودتون کمک کنيد که از راهتون به بيراهه نریم
از در سلطان خود دوريم ما
اي مسيح فاطمه کوريم ما
در ادامه مطلب وبلاگ تعدادی از همسفران رو مشاهده کنید
ادامه مطلب
2
نوشته شده در دوشنبه پانزدهم مرداد 1386ساعت 0:48 قبل از ظهر  توسط علیرضا کیش مهر
|
يسبّح لله ما في السّماوات و ما في الارض
بنام خداي مهربان
ميلاد مادر مبارک

قبل از طلوع و غروب خورشيد گنجشکها جمع ميشن و هماهنگ جيک جيک ميکنند من که وقتي ميشنوم از خودم خجالت ميکشم، گنجشکها در حال شکر و عبادت خدا هستند و من در غفلت
- الان هم که چند سالي شده ساعتها تغيير نکرده و تقريبا نيمه شب اذانه، مردمي که تا ساعت 12 شب پاي TV
هستن طبيعيه که ...
- به قول آقاي امجد بايد از نمازهامون توبه و استغفار کنيم نمازي که با تکبيرة الاحرام تا السلام عليکمش توجه به همه چيز هست الاّ ....

- حضرت استاد حق شناس ميفرمود در اين دنيا ميزان اعمال نمازه و در نماز هر چه به خدا توجه داشتيم همون قدر خدايي هستيم و خدا از ما راضيه و ميزان اعمال در آخرت حضرت اميرالمومنيه و اعمال ما رو نسبت به اعمال حضرت ميسنجند
يسبّح لله ما في السّماوات و ما في الارض
بلبل به چمن زان گل رخسار نشان ديد پروانه در آتش شد و اسرار عيان ديد
عارف صفت روي تو در پير و جوان ديد يعني همه جا عکس رخ يار توان ديد
ديوانه منم ، من که روم خانه به خانه
عاقل به قوانين خرد راه تو پويد ديوانه برون از همه آئين تو جويد
تا غنچهء بشکفتهء اين باغ که بويد هر کس به بهاني صفت حمد تو گويد
بلبل به غزل خواني و قمري به ترانه
حضرت شيخ بهائي
دوش مرغي به صبح مي ناليد
عقل و صبرم ببرد و طاقت و هوش
يکي از دوستانِ مخلص را
مگر آواز من رسيد به گوش
گفت باور نداشتم که تو را
بانگ مرغي چنين کند مدهوش
گفتم اين شرطِ آدميّت نيست
مرغ تسبيح گوي و ما خاموش
سعدي عليه الرحمه
2
نوشته شده در جمعه پانزدهم تیر 1386ساعت 3:3 بعد از ظهر  توسط علیرضا کیش مهر
|
در بعد از ظهری گرم
بنام خداي مهربان
چند روز قبل با دوستي در بعد از ظهري بسيار بسيار گرم

و سوزان در زير آفتاب

منتظر تاکسي يا مسافربري بوديم مدت طولاني گذشت چندين نفر از همسايه ها که مسيرشان با ما يکي بود و ميدانستند که ما با آنها هم مسيريم با ماشين خالي بدون توجه رد شدند و رفتند

آن دوست که حسابي گرما کلافه اش کرده بود ناراحت و قدري عصباني

گفت که چرا اينها که مسيرشان با ما يکيست و همسايه ما هستند بي خيال رد ميشوند ميروند
به او گفتم

از قديم گفته اند که سواره از پياده و سير از گرسنه و .... خبر ندارد
بعدا به ذهنم

رسيد بايد عوض اينکه ما ناراحت و عصباني شويم

آنها که ميتوانستند کمکي کنند و نکردند بايد ناراحت باشند چون ميتوانستند به راحتي ثواب و خيري

بدست بياورند که محروم شدند و ما بايد به حال آنها تاسف بخوريم که توفيق ثواب کردن نداشتند نه از اين جهت که ما عددي هستيم از اين جهت که خدا همه مخلوقاتش را دوست دارد و هر چه بد هم باشيم باز هم مخلوق

و محبوب خداييم!

در اين
وبلاگ خواندم که چه وضع اسفباري است، اسفبار براي ما نه آنهايي که در صف مهر کاغذي براي دريافت نان مجاني و يا لباسهاي مندرس و مستعمل هستند
در چند روز ديگر خواهيم فهميد که چه ضرري کرديم و چه سرمايه هاي را که ميتوانستيم با آن رضايت خدا را بدست آوريم به آساني هدر داديم
2
نوشته شده در شنبه نهم تیر 1386ساعت 1:16 بعد از ظهر  توسط علیرضا کیش مهر
|
چقدر مظلومی ای پیامبر رحمت
بسم الله الرحمن الرحیم
قال الله تعالی فی القرآن الکریم
إِنَّما يُريدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهيراً (33)احزاب
فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَكُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكاذِبينَ (61)ال عمران
قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى 23 شورى
اهل بیت پیامبر کیست؟
فرزندان پیامبر کیانند؟
جان پیامبر که بود؟
اقربا و نزدیکان پیامبر که باید به امر خدا دوست داشته شوند چه کسانی هستند؟
این تصویر را دوستی از بقیع گرفته و چه سوال برانگیز است پدری در آنسو و فرزندانش در این سو چقدر نزدیک و چقدر مظلوم
مظلومیت خدا که اوامرش را اطاعت نکردند
مظلومیت پیامبر که سفارشش را گوش ندادند
مظلومیت .....
و حق همیشه مظلوم است
2
نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم خرداد 1386ساعت 11:40 قبل از ظهر  توسط علیرضا کیش مهر
|
در گذشته ای نچندان دور
بنام خداي مهربان
يکي بود يکي نبود در سالهاي نچندان دور در گوشه از زمين مردمي بودند که زندگي بدوي و نيمه وحشيانه با اعتقاداتي خرافي داشتند
نوشيدنيشان از آبهاي گنديده و آلوده بود و بهترين غذاهايشان سوسمار و يا خون مخلوط با مقداري کرک و پشم شتر، قبيله هاي مختلف اين مردم هميشه بر سر مسائل جزئي در جنگ و کشتار يکديگر بودند اگر قبيله اي پيروز ميشد تمامي اموال و زن و دختر رقيب شکست خورده را صاحب ميشد و اينان براي اينکه دخترانشان به غارت نروند و باعث سرشگستگيشان نشوند با فکر محدود خود راه حلي پيدا کرده بودند راه حل اين بود چاله اي ميکندند اگر فرزند بدنيا آمده پسر بود ميگرفتندش و اگر دختر بود در همان چاله رهايش ميکردند تا در جنگهاي آينده نقطه ضعفي نداشته باشند
از ميان اين چنين قومي خدا فردي از پاکان را قرار داد و او را بسبب پاکيش به پيامبري برانگيخت
حضرت سالهاي سال با اين قوم سرسخت خشک مغز مدارا کرد و زحمتها کشيد
شهري در نزديکي بود که دو قبيله عمده آن اوس و خزرج هميشه در جنگ بودند حضرت اين دو گروه را آشتي داد و آنها هنگامي که طعم آشتي و صلح را چشيدند حضرت را براي تشکيل حکومت و رهايي از دست توطئه ها و سختي ها به شهرشان دعوت کردند و نام شهر را تغيير داده و شهر پيامبر ناميدند
سالها گذشت و حضرت براي هدايت و رشد اين قوم زحمتها کشيد و خون دلها خورد
تا اين قوم از اعمال وحشيانه و تفکر خرافي که داشت قدري دور شد
مردم خواستند که اجر و پاداشي به حضرت بدهند حضرت فرمود که از شما چيزي نميخواهم و اجر و پاداشم را خدا ميدهد
فقط به عزيزان و خانواده ام نيکي کنيد (که اين هم امر خدا بود نه خواست حضرت)
حضرت را با توطئه اي شهيد کردند و از او دختري به يادگار ماند دختري که ساکن شهر پدرش بود
اهل شهر براي عرض تسليت و عمل به تنها خواست پيامبر که نيکي به خاندانش بود آمدند؟
بله آمدند، چه آمدني! چه عرض تسليتي! و چه عمل به سفارش خدا و پيامبري!
و چه زود به اصل خود بازگشتند اين قوم
دختر نوجوان که در غم شهادت پدرش ميگريست جايي در شهر پدرش نداشت!
زيرا گريه هاي شبانه اش کام همسايگان را تلخ ميکرد تنها فرزند باقي مانده از نبي از مدينة النبي براي گريه به بيايان ميرفت و درمحلي دور به گريه و زاري ميپرداخت
او فقط از اين مردمي که پدرش نجاتشان داده بود نامردي و خيانت و خباثت ديد
دختر هجده ساله اي که از غم فقدان پدر و ظلم و نامردمي مردمان پير شده بود و حتي نميتوانست براحتي بگريد چنان نزد خدا ارزش و قرب داشت که اگر همسايگان ساکن شهر پدرش را نفرين میکرد ديگر اثري از آنان باقي نمی ماند در شبي که همه خواب بودند دست بدعا برداشته بود و همسايگانش را عوض نفرين دعا ميکرد "الجار ثم الدار"
و اين گوشه اي از درياي بيکران عظمت اوست که او سرور زنان عالم از ابتدا به انتها نموده است
دخت نبي در مدينة النبي چقدر غريب بود و هست
شعری سروده حضرت علی علیه السلام
"حبيب ليس يعدله حبيب و ما لسواه في قلبي نصيب"
"حبيب غاب عن عيني و جسمي و عن قلبي حبيبي لا يغيب"
دوست و یاری که همطرازش دوستی نیست
و کسی همانند او در قلبم جای ندارد
دوستی که از مقابل چشمان و از کنارم رفته است
هرگز از قلبم نخواهد نخواهد رفت
2
نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم خرداد 1386ساعت 1:45 قبل از ظهر  توسط علیرضا کیش مهر
|
شجره نامه ای عجیب و مختصر
بنام خدای مهربان
وحدت بین مسلمانان از اوجب واجبات است منظور از وحدت همبستگی در مقابل دشمنانی است که با اصل و اساس اسلام مخالفند، وحدت تکیه بر مشترکات است و نه صرفنظر از اصول عقائد و اصول مذهب. اگر اختلافی پیش بیایید باید با حفظ آرامش و بدور از تعصب و با وفق و مدارا با لحاظ کردن مشترکات حل شود. خوشبختانه در کتب معتبر اهل سنت برای تمامی معتقدات شیعه احادیث بسیار نقل شده است.
شیعیان و اهل سنت با هم برادرند پدر معنوی مسلمانان پیامبر اکرم است و مادر معنوی شیعیان حضرت زهرا سلام الله و مادر معنوی اهل سنت امّ المومنین عایشه دختر ابوبکر است
در کتب بسیار و چندین بار در کتاب شریف بحارالأنوار این حدیث نقل شده است که بی مناسبت با ایام حاضر نیست
بحارالأنوار ج : 31 ص : 100
بِإِسْنَادِهِ، عَنْ عَلِيِّ بْنِ إِبْرَاهِيمَ بْنِ هَاشِمٍ، عَنْ أَبِيهِ، عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ، عَنِ ابْنِ الزَّيَّاتِ، عَنِ الصَّادِقِ عَلَيْهِ السَّلَامُ أَنَّهُ قَالَ كَانَتْ صُهَاكُ جَارِيَةً لِعَبْدِ الْمُطَّلِبِ، وَ كَانَتْ ذَاتَ عَجُزٍ، وَ كَانَتْ تَرْعَى الْإِبِلَ، وَ كَانَتْ مِنَ الْحَبَشَةِ، وَ كَانَتْ تَمِيلُ إِلَى النِّكَاحِ، فَنَظَرَ إِلَيْهَا نُفَيْلٌ جَدُّ [فُلَانٍ] فَهَوَاهَا وَ عَشِقَهَا مِنْ مَرْعَى الْإِبِلِ فَوَقَعَ عَلَيْهَا، فَحَمَلَتْ مِنْهُ بِالْخَطَّابِ، فَلَمَّا أَدْرَكَ الْبُلُوغَ نَظَرَ إِلَى أُمِّهِ صُهَاكَ فَأَعْجَبَهُ عَجُزُهَا فَوَثَبَ عَلَيْهَا فَحَمَلَتْ مِنْهُ بِحَنْتَمَةَ، فَلَمَّا وَلَدَتْهَا خَافَتْ مِنْ أَهْلِهَا فَجَعَلَتْهَا فِي صُوفٍ وَ أَلْقَتْهَا بَيْنَ أَحْشَامِ مَكَّةَ، فَوَجَدَهَا هِشَامُ بْنُ الْمُغِيرَةِ بْنِ الْوَلِيدِ، فَحَمَلَهَا إِلَى مَنْزِلِهِ وَ رَبَّاهَا وَ سَمَّاهَا بِ الْحَنْتَمَةِ، وَ كَانَتْ مَشِيمَةُ الْعَرَبِ مَنْ رَبَّى يَتِيماً يَتَّخِذُهُ وَلَداً، فَلَمَّا بَلَغَتْ حَنْتَمَةُ نَظَرَ إِلَيْهَا الْخَطَّابُ فَمَالَ إِلَيْهَا وَ خَطَبَهَا مِنْ هِشَامٍ، فَتَزَوَّجَهَا فَأَوْلَدَ مِنْهَا [فُلَان]، وَ كَانَ الْخَطَّابُ أَبَاهُ وَ جَدَّهُ وَ خَالَهُ، وَ كَانَتْ حَنْتَمَةُ أُمَّهُ وَ أُخْتَهُ وَ عَمَّتَهُ.
و ينسب إلى الصادق عليه السلام في هذا المعنى شعر
مَنْ جَدُّهُ خَالُهُ وَ وَالِدُهُ وَ أُمُّهُ أُخْتُهُ وَ عَمَّتُهُ
أَجْدَرُ أَنْ يُبْغِضَ الْوَصِيَّ وَ أَنْ يُنْكِرَ يَوْمَ الْغَدِيرِ بَيْعَتَهُ
امام صادق علیه السلام میفرماید:
عبدالمطلب کنیزی داشت به اسم صهاک این کنیز از سیاهپوستان حبشه کارش شتر چرانی بود و علاقه به امور جنسی داشت. در چراگاه شتران نفیل پدربزرگ فلانی صهاک را دید و هوا و هوسش او را پسندید و با او همبستر شد، صهاک از نفیل صاحب فرزندی شد به اسم خطّاب، خطّاب وقتی به سن بلوغ رسید چشمش مادرش صهاک را گرفت! و با مادرش همبستر شد و صهاک از پسرش صاحب دختری شد، زمانی که دختر بدنیا آمد صهاک از ترس، او را داخل پوستینی پیچید و در میان احشام مکه رها کرد. هشام ابن مغیره این طفل را یافت و به خانه ا ش برد و نگهداریش کرد و نامش را حنتمه گذاشت رسم عرب این بود کسی که یتیمی را نگهداری کند او را بفرزندی بگیرد حنتمه بزرگ شد، خطّاب حنمته را دید و ازو خوشش آمد و چشمش او را گرفت، حنتمه را از هشام خواستگاری کرد و با او ازدواج کرد و فلانی از این ازدواج بدنیا آمد. بنابراین خطّاب پدر و پدربزرگ و دایی اوست! و حنتمه مادرش و خواهر و عمه اش میباشد
و این شعر به حضرت صادق علیه السلام نسبت داده شده است
کسی که پدربزرگش دائیش و پدرش است
و مادرش خواهرش و عمه اش
سزاوار است که دشمنی جانشین پیامبر را داشته باشد و بیعت روز غدیرش را منکر شود.
نکته
در ذیل این حدیث چندین تن از علمای اهل سنت نوشته اند که در زمان جاهلیت یکی از انواع ازدواج این صورت بوده و بنابراین زنایی رخ نداده است
2
نوشته شده در جمعه یازدهم خرداد 1386ساعت 11:36 بعد از ظهر  توسط علیرضا کیش مهر
|
بیا اینبار یک وجب بریم سمت خدا
بنام خدای مهربان
جنبه غریزی و حیوانی همه ما انسانها بعد از بلوغ به جنس مخالف کشش و علاقه داره و در احادیث هست که یکی از سختترین امتحانهای خدا از انسانها مسائل جنسیه
در حدود سه چهار هزار سال قبل حضرت یوسف در برابر درخواست زلیخا با اینکه خودش هم تمایل داشت بخاطر خدا پاکی پیشه کرد و شد حضرت یوسف (و ما ابرء نفسی ان النفس لامارة بسوء)
در سالیان اخیر هم اشخاصی مثل رجبعلی خیاط مرحوم و آن شهید نوجوانی که ماجرای زندگیش را که در نامه نوشته بود و شیخ حسین انصاریان سالها قبل تعریف کردند و همیچنین افراد معدودی که ما خبر نداریم
غرض از نوشتن این سطور
خیلی ها در چنین موقعیتها و امتحاناتی قرار گرفته اند و رد شده اند !
فقط تعداد کمی بخاطر خدا صبر کرده اند
بیایید ما هم جزو آن تعداد محدود خدایی باشیم
در زمان حاضر خیلیها از اینترنت درست استفاده نمیکنند !
بیایید مثل خیلی ها نباشیم !
بیایید.......
در حدیث قدسی خدا میفرماید: " اگر یک قدم به طرف من بیایید من دوان دوان بسوی شما میآیم "
صلاح کار کجا و من خراب کجا * ببين تفاوت ره کز کجاست تا به کجا
2
نوشته شده در دوشنبه هفتم خرداد 1386ساعت 3:41 قبل از ظهر  توسط علیرضا کیش مهر
|
بپوش پنجره را اي برهنه مي ترسم
بنام خدای مهربان
امروز روز به یاد مادنی آزاد سازی خرمشهر است
در تاریخ معاصر ایران هر بار که متجاوزین به ایران حمله کرده اند بخشهای بزرگی از ایران را صاحب شده اند از پیمانهای ننگین قوم قجر در ترکمنچای و گلستان و جدا شدن آذربایجان و گرجستان و تاجیکستان و افغانستان و..... گرفته تا حکومت پهلوی در جدا شدن کشور بحرین
وقتی که دین به معنای حقیقی بر ایران حاکم شد عده ای جوان با دست خالی و سهمیه روزی دو گلوله آرپیجی در مقابل لشگر آماده و مسلح صدام ایستادند صدامی که همکارش بنی صدر فرمانده کل قوا و گروههای به ظاهر انقلابی از مجاهدین خلق گرفته تا چریکهای فدایی و بعضی از فرماندهان ارتش که همکار و جاسوس آنان بودند
و اینجاست که امام فرمود خرمشهر را خدا آزاد کرد
و برای همین است که حمله به ایران را اکنون دیوانگی میدانند
گذشته از همه این برکات جنگ در جنگ بود که عده ای نوجوان یک شبه به مقامات معنویی رسیدند که علامه طباطبایی بعد از فوت در عالم رویا به آیت الله اراکی مرجع فرمودند که این بچه بسیجی ها یک شبه به جاهایی رسیده اند که ما در سالها مجاهده نرسیده ایم (این ماجرا را دوستی از زبان خود آقای اراکی شنیده و برایم نقل کرده)
روزنامه شرق صفحه بسیار جالبی منتشر کرده که مطالب زیبایی داره مخصوصا مصاحبه با سید صالحی موسوی در مورد شهید ۱۳ ساله بهنام محمدی
در آخرین روزهای مقاومت در برابر اشغال یک عکس منتشر میشود که یک جوان بدون پیراهن میجنگد بعد از سالها آن فرد میگوید که چرا برهنه بود!

خاطره آن عکس به يادماندني؛ «مختصر و مفيد اينکه در آخرين روزهاي مقاومت خرمشهر اوضاع طوري بود که هر لحظه احتمال اسارت مي رفت. من در روزهاي آخر بنا کردم به در آوردن پيراهن و برهنه مي جنگيدم. نمي خواستم احياناً اگر اسير شدم، عراقي ها خوشحال شوند که من را با پيراهن مقدس سپاه، اسير کرده اند. همين،»
این صفحه را بخوانید ناگفته هايي از عمليات آزادسازي خرمشهر
2
نوشته شده در جمعه چهارم خرداد 1386ساعت 12:54 بعد از ظهر  توسط علیرضا کیش مهر
|
تصویر قبر حضرت ابولفضل که با آب احاطه شده است
بنام خداي مهربان
تا نگــــــاه او به آب افتـــــــــاد ... آب آتش گــــرفت
حتما شنیده اید که قبر مطهر حضرت عباس عليه السلام با آب احاطه شده
قبر حضرت عباس داخل ضريح نيست بلکه طبقه پایین محل اصلي دفن حضرت است که به آن سرداب ميگويند
راههاي ورود به سرداب یکی از راه حياط حرم و ديگري از داخل صحن نزديک ضريح است که برای عدم هجوم زائرين بسته است
تصاوير تقريبا به ترتيت مرتب شده
فرصت دهيد گريه کند بیصدا٬ فرات با تشنگان بگويد از آن ماجرا٬ فرات
گيرم فرات بگذرد از خاک کـــــــــربلا باور مکن که بگــذرد از کربلا٬ فرات
با چشم اهل راز نگـــاهی اگر کنيد در بر گرفته مويهکنان مشک را فرات
چشم فرات در ره او اشک بود و اشک زان گونه اشکها که مرا هست با فرات
سنگ باشي ، آب خواهي شد ... صـــدا را بشنوي
كربـــــلا باشي ... صــــــداي ضجه ها را بشـــنوي
گوش جــــان تا باز شد ... در گريه بانــــوي عشق
مي تواني آيــــه هاي "هـــــل اتی" را بشـــــنوي
مي تواني اصــــــغر شش ماهـــــــه را پيــــدا كني
مي تواني آخــــــــر اين ماجــــــــــرا بشـــــــنوي
باقی تصاویر در ادامه مطلب
ادامه مطلب
2
نوشته شده در جمعه بیست و یکم اردیبهشت 1386ساعت 10:36 قبل از ظهر  توسط علیرضا کیش مهر
|
دانلود چند کتاب مفید(2)
بنام خدای مهربان
در ادامه معرفی کتابهای الکترونیکی چند کتاب از شهید چمران را برای دانلود قرار دادم تا مورد استفاده قرار بگیرد.
- اولین کتاب خدا بود و دیگر هیچ نبود روز نوشته های خصوصی شهید چمران (دانلود کتاب)

- دومین کتاب بینش و نیایش تشکیل شده از دو بخشه، بخش اول در مورد بینش ایشان و بخش دوم مناجاتها و نیایشها (دانلود کتاب)

- سومین کتاب زیباترین سروده هستی که متشکل از چندین نوشته زیبا از شهید چمران است(دانلود کتاب)

- چهارمین کتاب کردستان دستنوشته ها و سخنرانیهای شهید چمران در مورد کردستان(دانلود کتاب)

- پنجمین کتاب کتاب زیبای رقصی چنین میانه میدانم آرزوست که خیلی زیباست مخصوصا اواخرش.(دانلود کتاب)

خدانگهدار تا بعد
2
نوشته شده در جمعه سی و یکم فروردین 1386ساعت 2:13 بعد از ظهر  توسط علیرضا کیش مهر
|
دانلود چند کتاب مفید
بنام خدای مهربان
با سلام به همه دوستان عزیز کتابهای جالبی را که مدتی است آرشیو کردم را به تدریج در اینجا برای دانلود قرار میدهم اگر شما هم کتاب یا سایت مفیدی در این رابطه سراغ دارید بفرمایید تا استفاده کنیم.
اکثر این کتابها به فرمت pdf هستش که برنامه Foxit Reader (دانلود این برنامه )
بسیار بهتر و سریعتر از Acrobat Reader عمل میکند
- اولین کتاب را که قبلا معرفی کردم خاطرات همفر جاسوس انگلیسه که موسس فرقه وهابیته (دانلود کتاب )

- دومین کتاب خلاصه ای از کتاب خاطرات مادر فرح به نام دخترم فرح کتاب با اینکه خلاصه است ولی دارای نکات جالب و تکاندهنده است (دانلود کتاب)

- بجای سومین کتاب فایل صوتی نامه دختر شهیدی به پدرش را قرار دادم برای دانلود کلیک راست کرده و Save Target As را انتخاب کنید (دانلود فایل صوتی)

2
نوشته شده در جمعه بیست و چهارم فروردین 1386ساعت 1:2 قبل از ظهر  توسط علیرضا کیش مهر
|
عـــــــــــیـــــــــــــــد
بنام خدای مهربان
صدای پای بهار به گوش می رسد، مردم خانه ها را تکانده اند و در بازار و مراکز خرید بدنبال خرید شب عید هستند، برق شادی را در چشمان بچه ها و بزرگتر ها میتوان دید چند روز دیگر عید را بهم تبریک میگویند و غذاها و تنقلات خوب میخورند و...
ولی
در گوشه و کنار همین شهر در زیر سقف همین آسمان عید برای عده ای مبارک نیست، چشمانی گریان و غمین است، شکمهایی گرسنه، مردانی در خجالت از روی فرزند و همسر، و سال جدید با نهیبش باز به یادشان می آورد که نمی توانند بخرند، نمی توانند بخوردند و ....
خدایا من چگونه با شکمی سیر و خیالی آسوده راحت سر بر بالین نهم و بخوابم!
بهار است و بهار است و بهار است
گل است و سبزه است و لاله زار است
بــــهــــار مردمان عیـــــد است و نوروز
بـــــهــــار عاشقان دیـــدار یـــار است
*******
مشفق کاشانی :
بهار آمد ، بهار من نیامد
گل آمد ، گلعذار من نیامد
چراغ لاله روشن شد به صحرا
چراغ شام تار من نیامد
*******
هوشنگ ابتهاج :
بهار آمد گل و نسرین نیاورد
نسیمی بوی فروردین نیاورد
پرستو آمد و از گل خبر نیست
چرا گل با پرستو همسفر نیست
2
نوشته شده در جمعه بیست و پنجم اسفند 1385ساعت 0:36 قبل از ظهر  توسط علیرضا کیش مهر
|
وهابیت و خاطرات جاسوس انگلیسی
بنام خداي مهربان
چند روز قبل خبري به نقل از روزنامه انگلسي اينديپندنت ديدم که نکته مهمي رو به يادم آورد وقتي اين خبر را در کنار انتشار نامه 38 نفر از علماي وهابي که حکم به قتل و کشتار شيعيان داده اند قرار دادم
به رابطه و اهداف مشترک صهيونيستها و منحرفين وهابي پي بردم

خبر روزنامه انگليسي اين بود که سرمارتين گيلبرت کتابي تاريخي تاليف کرده با استفاده از يادداشتهاي لورنس عربستان که در مرکز اسناد و اوراق ملي انگليس وجود داره اين نويسنده اثبات کرده که لورنس عربستان که جاسوس انگليس بوده و در سال 1920 براي وينستون چرچيل کار ميکرده يک يهودي صهيونيست بوده و در پي احداث کشور اسرائيل در سرزمين فلسطين بوده
لورنس عربستان مامور دولت بريتانيا (90 سال قبل) براي استقلال کشورهاي عربي از دولت عثماني بود همت بسياري در انتشار تفکر وهابي داشت که اين فرقه شيطاني را مستر همفر در حدود 200 سال قبل با اغفال و منحرف نمودن محمدبن عبد الوهاب نجدی تاسيس کرد.
کتاب خاطرات مستر همفر موسس فرقه وهابيت که در فرمت pdf هست رو از اینجا دانلود کنيد براي استفاده از اين فرمت برنامه فوکس ایت خيلي بهتر و بسيار سريعتر از آکروبات عمل ميکنه که ميتونيد از اين لينک دانلودش کنيد
در آخر حدیثی از پیامبر عزیز ذکر میکنم که به ماهیت شیطانی این فرقه بیشتر پی ببرید
اهل سنت هفت کتاب حدیث مهم دارند (اصول ) که یکی از معتبرترین این کتابها صحیح بخاری میباشد
در کتاب صحیح بخاری / کتاب الفتن از عبدالله بن عمر بن خطاب روایت میکند که
پیامبر صل الله دوبار فرمود خدایا بما در یمن ما برکت بده خدایا بما در شام ما برکت بده . گفتند بفرمائید به نجد ما هم برکت بده ! پیامبر فرمود نجد جای زلزله ها و فتنه هاست ، و شاخ شیطان از آنجا بیرون می آید.
عن بخاري في کتاب الفتن عن عبدالله بن عمر:
عَنْ النبي ص قَالَ اللَّهُمَّ بَارِكْ لَنَا فِي شَامِنَا وَ بَارِكْ لَنَا فِي يَمَنِنَا قَالُوا وَ فِي نَجْدِنَا فَقَالَ اللَّهُمَّ بَارِكْ لَنَا فِي شَامِنَا وَ بَارِكْ لَنَا فِي يَمَنِنَا قَالُوا وَ فِي نَجْدِنَا قَالَ ص هُنَاكَ الزَّلَازِلُ وَ الْفِتَنُ وَ بِهَا يَطْلُعُ قَرْنُ الشَّيْطَانِ .
نجدی ها به سرکردگی عبدالعزیزبن سعود پدر پادشاهان فعلی زمانی که مدینه را اشغال نمودند قبور ائمه بقیع و مقابر اصحاب و همسران پیامبر را ویران ساختند و قصد تخریب مرقد پیامبر را نیز داشتند ولی با اعلام خطر سران ممالک اسلامی از روی ترس از این کار خودداری نمودند
این کفار وهابی مسلک بر روی قبر پیامبر قهوه میکوبیدند و فریاد میزدند : محمد ! بر خیز ، برخیز ! تو گفتی که نجد شاخ شیطان است ؟!!
وقتی در شرح حال این قوم خبیث مطالعه میکردم جنایاتی را خواندم که در کتب معتبر تاریخی موجود است حتی سر بچه شیر خوار را در آغوش مادرش بریده اند در اشغلال شهر طائف در سال ۱۲۱۷ و....بسیار که انشالله خواهم گفت
2
نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم اسفند 1385ساعت 5:28 بعد از ظهر  توسط علیرضا کیش مهر
|
آقا جان سرت سلامت
بنام خدای مهربان
آقا جان سرت سلامت
امروز چه روزی است.............
روز تکرار عاشورا ،
روز ویرانی خانه و ضریح و مرقد پدر و مادر امام مظلوممان ،
خانه ای که حضرت مهدی عجل الله در آن بدنیا آمد و بزرگ شد و غایب شد
فقط یک سال گذشته
و ما شیعیان امام زمان چه زود فراموشمان شد!
سلام حضرت باده...سلام حضرت مي
سلام واژه... سلام اي غزلترين فرياد
سلام حضرت آباد تر! دلت آباد
منم... و واژه... که کم ميشود حضور کسي
و وقت آن شده حتما به داد من برسي
آهاي شاعر خسته کجاي کاري هاي؟
کسي نگفت که ايمان... که دل بياري؟ هاي؟
مفاعلن فعلاتن مفاعلن بي وحي....
کمي غزل...کمي اندوه و ناله کن، بي وحي...
امام جمعه اين روزها دلم تنگ است
تمام جنس دل اين غريبه ها سنگ است
غزل کجا و کلام عزيز نور کجا؟
تمام غرقه جهليم! کو حضور؟ کجا؟
طلوع کن که غزلها شکسته بي تو عزيز
و بخت خسته اين بيت بسته بي تو عزيز
شب تغزل قرآني ات بخير رسول
کنار عرش... غزل خواني ات بخير، رسول!
بخوان به نام گل کوکب از هواي بهار...
بخوان بخاطر يک نسل مرده ي تبدار
بخوان که پنجره هامان وسيع تر بشود
بخوان که شب برود... زودتر سحر بشود
کتاب اول تنزيل... چشمهاي شما
گلوي ملتهب ايل... چشمهاي شما
سلام مطلع آيات روشن سبحان!
سلام معني توحيد! معني ايمان!
مبارک است به تو نشر روشني و بهار
تبارک به تو تنزيل هذه الفرقان
نفس بکش... که درختان گل و شکوفه دهند
نفس بکش... که بهاري شود دوباره جهان
جمال جاري جان ....اي جهان نامحدود
بيا و جاري اين بيت ها بشو قرآن!
دوباره يوسفم و مانده در تن زندان
تو پيرهن شدي و ....چشمهاي من کنعان
عزيز مصرشما.... نه عزيز کل جهان
تويي که معني نابي به قامت انسان
بريز جام که مستم ... بريز... ساقي من
ازين سياهي دوران گرفته سر دَوَران...
بريز باده لبريز را درون لبي
غلام لفظ فصيح نبينا الْعربي
ببار بر تن خسته...کلام جاري نور
که با تو من برسم تا بلند قامت طور
دلم گرفته کمي...آيه هاي گل مددي!
حضور کو؟ برسانم به عرش باز قدي...
نگار من ! دل من مست سوره ي طاهاست
و هل اتاک َ حديثُ... حديث نفس شماست
نفحت من کلماتک بهذا المهجور
نفخت من نفحاتت به قلب من از نور...
بيار کشتي خود را که باز توفان شد
دوباره روز سياه حضور شيطان شد
دوباره سامري و گاوها علم شده اند
دوباره بتکده ها پاک و محترم شده اند
رسول نور دلم تنگ شد اذان بفرست
بلال را به بلنداي آسمان بفرست
به لحن روشن خود در کتيبه هاي جهان
سرود عشق بگو و به هر زبان بفرست
بخوان : که خوانش اين سايه ها تمام شود
بيار نور و به هر گوشه ي جهان بفرست
نسيم رحمت خود را به دشمنان دادي
حضور و لطف خودت را به دوستان بفرست
کتاب هاي جهان کم شدند در وصفت
خودت دوباره در اين سوره داستان بفرست
خلاصهي همهي انبيا سلامُ عليک
تغزل همه اوليا سلامُ عليک
سلام حضرت تکبيرهاي پي در پي
سلام حضرت باده... سلام حضرت مي
سلام جام طهوراً طهور ِ رب جليل
سلام معني تيغ و گلوي اسماعيل
سلام آيه تطهير در سياهي محض
سلام لطف خدا... رهبر الهي محض
سلامهاي من اينجا دوباره کم آورد
کنار نور شما هر ستاره کم آورد
نفس بگيرم و يا هو به شعر قد بدهد
که شعر پيش شما استعاره کم آورد
تو را کجاي زمان ميشود که پيدا کرد
که چشم و دست زمين هم اشاره کم آورد
تو را چنان که تويي من چگونه وصف کنم
کلام قاصر شاعر دوباره کم آورد....
امام جمعه هر فصل و ساعت ازلي
تو را به جان خودت... جان فاطمه ...به علي
دعا بکن کمي سينه بازتر بشود
دوباره شب برود زودتر سحر بشود
پرنده گي که نباشد ... دعا بکن برويم
که بالهاي من و عرش سر به سر بشود
دعا بکن تن ناقابلم هميشه عزيز
براي مهدي آل شما سپر بشود
شهيد خواني اين بيتها کمي زود است
دعا بکن شب هجران عشق سر بشود
مراسم شب قدر است شعرخواني دل
سلام قرص قمر! ماه روشن کامل....
من و تلاوت اين نيمه شب که مست شدم
ازين سرود دل انگيز عشق هست شدم
دوباره سوره اِقرا بخوان ... دوباره بخوان
بخوان ... بخوان... گل سرخم... بخوان... دوباره بخوان
2
نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم بهمن 1385ساعت 1:2 قبل از ظهر  توسط علیرضا کیش مهر
|
در مورد حوادث اخیر
بنام خدای مهربان
در یک ماه اخیر و مخصوصا در این چند روزه اگر اهل پیگیری مسائل سیاسی باشید و اگر مثل من سرتون بوی قرمه سبزی بدهد و از سوم دبستان روزنامه خوان باشید به یک سری نتایج میرسید که اصلا جالب نیست!
سفرهای پیاپی و بیش از اندازه روسای ایران به کشورهای دیگر و از کشورهای دیگر به ایران، سفرهایی که به طور اخص، متناوبا به روسیه و سوریه و همینطور از امریکا و هم پیمانانش به منطقه صورت میگیرد و سابقه تاریخی امریکا در مورد حمله به عراق، همه نشان دهنده این است،
که مقدمات حمله و آتش جنگ و فتنه ای عظیم در پیش است و ایران در راس و مرکز این حادثه قرار خواهد داشت !
اگر چه از جهت منطقی و عقلی حمله امریکا به ایران بعید است چون امریکا در عراق و افغانستان و منطقه ناموفق بوده ، ولی حاکمان امریکا احمقتر و کله شق تر از این حرفها هستند که ما تصور میکنیم و با برنامه ریزی چند صهیونیست کل منطقه را به آتش خواهند کشید ، این برنامه ایجاد جنگ و آتش به پا کردن توسط صهیونیست ها ریشه در اعتقادهایشان هم دارد و آن زمینه سازی برای ظهور مسیح و منجی آخر و الزمان است ( یهودی ها قائلند که مسیح یا به زبان خودشان ماشیح هنوز ظهور نکرده و وعده حضرت موسی محقق نشده و عیسی ، مسیح موعود نبوده )
باید آماده بود
حوادث بسیار مهمی در پیش است
خدا آخر و عاقبتمون رو بخیر کنه
2
نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم بهمن 1385ساعت 12:9 بعد از ظهر  توسط علیرضا کیش مهر
|
و امـــــــــــا عـــشـــــــق
بنام خدای مهربان
و اما عشق
عشق مقدس است بسیار مقدس
و خدا عشق را برای خودش آفرید(القلب حرم الله ...)

سن نوجوانی و جوانی اوج فوران احساس و عشق است کمتر کسی است که حداقل یکبار چنین تجربه ای(
) را در طول عمرش نداشته باشد !(البته گاهی هوس
و کشش جنسی عشق معرفی میشود که اصلا نه عشق زمینی است و نه آسمانی زیرا براحتی فراموش میشود و بعد از وصال
پس از مدتی دلزدگی و
دلسردی جای آن احساس را خواهد گرفت.)
عشق و عاشقی
امتحانی بسیار، بسیار سخت است.به سبب سختی این آزمون است که در حدیث آمده است اگر عاشقی پاکی پیشه کند و در عشق بمیرد همانند شهید است.
فردی که آتش
عشقی زمینی به جانش افتاده باشد به راحتی میتواند عاشق خدا شود زیباترین زیباها خداست مهربان ترین مهربانان خداست اگر قدری چشمانمان را باز کنیم دلی که حرم خداست را به غیرخدا نمیدهیم .چنین عاشقی
به سبب عشقش اگر فرامین و دستورات خدا را زیر پا نگذارد و از حد شرع و شریعت نگذرد و با صبر و ازدواج به وصال
معشوقش برسد در کلام اهل بیت
است که هر چه بیشتر بندگی خدا رو بکند عشقش به همسرش بیشتر خواهد شد و عشق به خدا و همسر در یک جهت خواهد بود.

معروف است که عشق دو نوع است حقیقی (آسمانی) و مجازی (زمینی) در روایات مربوط به عشق
- عشق مجازی
عشق به غیر خدا و آنچه از خدا دور میسازد عشقی که باعث گناه و نافرمانی خدا شود، عشق به دنیا، عشق فردی که تمنای عشقش را با گناه روا میکند !

قَالَ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنِ الْعِشْقِ قَالَ قُلُوبٌ خَلَتْ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ فَأَذَاقَهَا اللَّهُ حُبَّ غَيْرِهِ (بحارالانوار ج70)
از امام صادق عليه السلام در مورد عشق سوال شد فرمود: قلبها وقتي از ياد خدا خالي شوند خدا به کام اين دلها محبت اغيار را ميچشاند.
قال علی علیه السلام : مَنْ عَشِقَ شَيْئاً أَعْشَى بَصَرَهُ وَ أَمْرَضَ قَلْبَهُ فَهُوَ يَنْظُرُ بِعَيْنٍ غَيْرِ صَحِيحَةٍ وَ يَسْمَعُ بِأُذُنٍ غَيْرِ سَمِيعَةٍ قَدْ خَرَقَتِ الشَّهَوَاتُ عَقْلَهُ وَ أَمَاتَتِ الدُّنْيَا قَلْبَهُ (نهجالبلاغة)
حضرت علی
علیه السلام : کسي که عاشق چيزي شود چشمانش کور و قلبش مريض ميشود
او با چشمي
نگاه ميکند که بينا نيست
و با گوشي ميشنود که شنوا نيست
هوسها و شهوات عقلش را از بين برده
و قلبش را دنيا ميرانده است!
- عشق حقیقی
عشق به خدا و آنچه در جهت رسیدن به خداست عشق به پیامبر و ائمه
و حتی عشق همسران و عشق فردی که با وجود تمایل و تمنای بسیار پاکی پیشه میکند
قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص أَفْضَلُ النَّاسِ مَنْ عَشِقَ الْعِبَادَةَ فَعَانَقَهَا وَ أَحَبَّهَا بِقَلْبِهِ وَ بَاشَرَهَا بِجَسَدِهِ وَ تَفَرَّغَ لَهَا فَهُوَ لَا يُبَالِي عَلَى مَا أَصْبَحَ مِنَ الدُّنْيَا عَلَى عُسْرٍ أَمْ عَلَى يُسْرٍ (بحارالانوار ج67 ص 253 باب 55 العباد
پیامبر
میفرماید بهترین مردم کسی است که عاشق عبادت باشد و انس به عبادت داشته باشد و با قلبش عبادت خدا رو دوست بدارد با بدنش انجام دهد و نمی ترسد که دنیایش بر سختی میگذرد یا بر راحتی.
رسول الله یقول :
مَن عَشَقَ فَكَتَمَ وَ عَفَّ و صَبَرَ فمَاتَ مَاتَ شَهيداً وَ دَخَلَ الجنة .
پیامبر اکرم (ص)
کسي که عاشق شود و عشقش را پنهان کند و پاکي پيشه کند و صبر کند و با اين عشق بميرد شهيد است و داخل بهشت ميشود
يادمان باشد
اگر شاخه گلي را چيديم وقت پرپر شدنش سوز
و نوايي نکنيم.
پر پروانه شکستن هنر انسان نيست گر شکستيم ز غفلت،من و مايي نکنيم.
يادمان باشد سر سجاده عشق جز براي دل
محبوب دعايي نکنيم.
يادمان باشد
اگر خاطرمان تنها شد طلب عشق ز هر بي سرو پايي
نکنيم.

2
نوشته شده در دوشنبه شانزدهم بهمن 1385ساعت 8:43 بعد از ظهر  توسط علیرضا کیش مهر
|