شما فکر مي کنيد توسل در مقوله ارتباط با خدا دور کردن راه و لقمه دور سر گرداندن است. در صورتي اين طور نيست. توسل مانند راه ميانبر و بهره گيري از وسائط مطمئن در ارتباط با خدا است.مثلا شما شايد بتواني بگويي من مي خواهم مسافت تهران تا تبریز را خودم پياده مي روم و احتياجي به گرفتن بليط و استفاده از هواپيما ندارم. اين ممکن است اما خودتان مقايسه کنيد کداميک زودتر به مقصد مي رسند؟! اگر خدا به ما فرمان مي دهد که در ارتباط خودتان با من به واسطه هاي من متوسل شويد به اين دليل است که اين واسطه ها هم مطمئن ترند و هم زودتر ما را به مقصد مي رسانند.
انسان براى رسيدن به مقصود خويش، بايد به اسباب و وسايط متوسّل شود
مثلًا :
اگر بخواهد زمين خشك و بايرى را تبديل به مزرعهاى سر سبز و يا باغى آباد كند، بايد زمين را شخم بزند، نهال يا دانه و بذر درون زمين بكارد، به موقع كود و آب بدهد، به اندازه لازم سم پاشى كند .
اگر مىخواهد به طبقه دوم يا سوم يك ساختمان برسد، بايد از پلههاى آن بالا رود، يا سوار آسانسو يا پله برقى شود
و همين طور در ساير كارهاى روزمره زندگى، انسان به اسباب و وسايل براى رسيدن به مقصود خود تمسّك و توسّل مىجويد. بر اين اساس، توسّل لازمه زندگى انسان در جهان هستى است جهانى كه بر آن قانون اسباب و مسببات حكمفرما است.
بنابراين، خداوند- كه هستى عالم از او است و ادامه هستى و هر حركت، نيرو و تغييرى وابسته به او و ناشى از فيض او است- خود براى اعطاى فيض خويش، مجارى و اسبابى را قرار داده است. بر همين اساس، خداوند امورى را به عنوان اسباب و وسايل در جهت تقرب ونزديكى به درگاه خويش و برآمدن حاجات، قرار داده است و ما را امر به توسّل به آن امور كرده است:
"يا ايها الذين آمنوا اتقوا الله و ابتغوا اليه الوسيلة"(مائده ، آيه 35)
اى مؤمنان: پرواى الهي داشته باشيد و به سوى او وسيله تحصيل كنيد.
حقيقت توسل به اولياى الهى، به معناى واسطه و سبب قرار دادن آن انسانهاى پاك و مقرب درگاه الهى و طلب دعاى خير آنان در حق متوسّلان است.
تمسك به اولياى الهى، به معناى اعتقاد به استقلال آنان از خداوند، در تأثير گذارى و برآمدن حاجات نيست بلكه توسل به اولياى الهى، همراه با اين اعتقاد است كه تنها خداوند است كه مستقل و بى نياز از غير، در عالم هستى تأثير مىگذارد. غير از او، تأثيرگذارى همه اسباب و وسايل، تحت قدرت و اراده و خواست خداوند و متكى به آن خواهد بود.
گفتنى است علت اينكه خداوند به پيامبران و اولياى الهى، چنين نقشى را داده تا
مردم به آنان به عنوان واسطه و سبب بنگرند، اين است كه اوّلًا خداوند، با اين كار،
اولياى خود را در كانون توجه و اقبال مردم قرار دهد تا در عمل، مردم با مراجعه به آنان
و الگوگيرى از آنان، به طريق هدايت و سعادت دست يابند. ثانياً از آنجا كه اولياى
الهى، انسانهايى مثل خود ما هستند، خيلى زود و راحت مىتوانيم با آنان
رابطه عاطفى و نزديك برقرار مىكنيم و همين ارتباط سريع، ما را به اين اسوهها نزديك مىكند و ما را در معرض هدايت آنان قرارمىدهد .